۲۲:۱۷، ۲۴ مرداد ۱۳۹۵

در ابتدا برای آشنائی بیشتر با صنعت گردشگری به تاریخچه این صنعت می پردازیم :

برای اولین بار بصورت رسمی در سال ۱۹۳۷ کلمات توریست و توریسم توسط سازمان ملل مورد استفاده قرار گرفت ولی پیشینه این صنعت به سالها قبل از این تاریخ برمیگردد.

کشور انگلستان در میان کشورهای اروپائی از اولین کشورهائی بود که به این صنعت روی آورد و با صنعتی شدن کشورها در غرب فرهنگ توریسم در بین مردم رواج یافت. و با اختراع راه آهن این صنعت به یک صنعت بین المللی مبدل گردید. و بدین ترتیب این صنعت ابتدا در اروپا و سپس در سایر قاره ها گسترش یافت. ولی امروزه توجه دولتمردان و صاحبنظران بیش از پیش به این صنعت معطوف گردیده تا آن حد که برای توسعه این صنعت بودجه های بیش از بودجه های دفاعی در نظر گرفته میشود.

تعریف گردشگری

برای گردشگری تعاریف مختلفی وجود دارد که به بعضی از موارد اشاره می شود :

حرکت افراد به مقاصدی خارج از محل های زندگی و کار ، فعالیت هایی که درحین اقامت این گونه افراد در حین سفر و اقامت انجام می شود و تسهیلاتی که برای تامین نیازهای آنها فراهم می گردد .

تعامل بین گردشگرها ، تدارک کنندگان تجاری ، جوامع و کشورهای مسافر و مهمان پذیر در فرایند جذب گرشگر و بازدیدکنندگان ، و شکل گیری روابط و رویدادها .

تعاریف دیگری نیز در صنعت گردشگری مطرح است :

گردشگری کوتاه مدت گردشگری که به منظور تفریح و سرگرمی در مدت زمان کمتر از ۲۴ ساعت ، سفر می کند .

گردشگر خارجی – فردی که به یک کشور خارجی سفر می گند .

سفر – اقدام به جابجائی یک فرد از محل اقامت و زندگی برای تجارت ، سرگرمی ، تفریح ، تحصیل یا سایر مقاصد .

دیدار گر : فرد یا افرادی که به هر علتی غیر از مسائل شغلی و حرفه ای از محل یا کشور دیگری غیر از محل اقامت و زندگی خود ، بازدید می کند .

جاذبه ها و گردشگری و سفر

کلیه اقدامات و فعالیت های گردشگری و سفر به یک یا چند نوع جاذبه و عوامل ایجاد انگیزه به شرح زیر مرتبط می گردد . جاذبه ها ، شوق دیدار مکان ها ، وقایع و افراد ، موجب تحرک انسانها می شود . در هر یک از موارد زیر برای افراد متفاوت ، جاذبه های مختلفی وجود دارد .

طبیعت : محیط طبیعی دشت ها ، جنگل ها ، کوهها و صحراهامناظر و چشم اندازهای طبییعت – پارک های جنگلی و بوستانها – کوهستانها و مناظر آن در فصول مختلف سال – دریا ها و دریاچه و جزایر – چشمه ها و آبگیرها بیابانها و مناطق کویری .

فرهنگ : شیوه های زنگی اقوام بومی ، شرایط سنتی محیط زندگی ، لباس و سایر لوازم زندگی سنتی ، روشهای تولید کالاها و اجناس به صورت سنتی ، مراسم و جشن های باستانی .

اماکن و رویدادهای مذهبی : مساجد ، معابد و مکانهای مذهبی که دارای سابقه تاریخی هستند ، اماکن مذهبی که از دیدگاه هر مذهب و دینی دارای تقدس و تبرک است و زوار در مواعد منظمی به آنجا سفر می کنند . مراسم و تشریفات مذهبی بومی و محلی .

قرابت قومی و نژادی : سفر و ملاقات با هدف و منظور دیدار آشنایان و اقوام و افراد خانواده .

تفریح و استراحت : حجم زیادی از سفرها به منظور استفاده از تعطیلات ، استراحت همراه خانواده ، تفریح و ورزش های گوناگون انجام می گیرید .

رویدادهای خاص : تعدادی از افراد به منظور حضور و دیدن وقایع و رویدادهای خاص به سفر میروند .

جشنواره : جشنواره های مختلفی که در اقصا نقاط دنیا برگزار می شود تعداد زیادی از گردشگران را جذب می کند

 

تسهیلات گردشگری

گردشگران به مکان و کشورهائی سفر می کنند که در آن کشورها ، امنیت اجتماعی ، آمکانات و تسهیلات اصلی و عمومی فراهم باشد . بعد از تامین امنیت و وجود آرامش ، امکانات و تسهیلات اولیه ای که برای جذب و حضور گردشگر لازم هستند به قرار زیر هستند :

محل اقامت : در هر جامعه ای که طالب جذب گردشگران است حداقل امکانات اقامتی مانند : هتل ؛ متل ، مهمان پذیر ،کمپ های اقامتی ، پارک ها و سایر جاهای مناسب اقامت مسافر باید تامین شود . این امکانات باید به نحوی باشد که فرصت انتخاب برای مسافر را فراهم نماید .

غذا و خوراک : برای مسافران و کردشگران تامین غذای بهداشتی و مطمئن و تنوع آن اهمیت دارد .

خدمات پشتیبانی : برای تامین آسایش گردشگران و جلب نظر و رضایت آنها ، ارائه خدمات پشتیبانی ضرورت دارد . امکان تهیه کالاها و اجناس به صورت جزئی و تجاری ، هدایا ، سوغاتی و سایر مایحتاج . گردشگران معمولا به دنبال دیدن و خریدن چیزهای جدید و جالب توجه هستند .

امکانات بنیادی و ساختاری : خدمات بنیادی مانند ؛ آب بهداشتی ، تصفیه فاضلاب ، شبکه ارتباطات ، تسهیلات بهداشتی و درمانی ، برق ، پلیس ، آتش نشانی و جاده ای مناسب بایستی درحد مناسب آماده باشد .

حمل و نقل : گردشگران باید بدانند در داخل کشور میزبان ، با چه نوع وسایلی می توان سفر کرد و به مشاهده مناطق دیدنی بپردازند ، در ثانی هزینه هر وسیله و یا امکان سفر چه مقدار است . گردشگران به دنبال دستیابی به لوازم راحت ، آسان و با هزینه مناسب هستند .

مهمان نوازی : طبیعی است که هر چقدر روحیه مهمان نوازی و احساس امنیت و برقراری ارتباط محبت آمیز بین گردشگر و افراد جامعه میزبان بیشتر باشد ، گردشگران بیشتری طالب دیدار از آن جامعه خواهند بود .

عوامل اصلی انگیزه سفر و گردشگری

برای آنکه فردی برای سفر تصمیم بگیرد و گردشگری را در برنامه های زندگی خود منظور نماید به چهار عامل و انگیزه بستگی دارد :

۱) وقت و فرصت داشتن : اگر برای فردی زمان برای آسودگی و تعطیلی افزایش یابد ، به فرصت برای سفر و گردشگری وی افزوده می شود . تغییر در روزهای کار یا ساعات حضور در محل کار ، تقویم درسی مدارس بر نحوه تصمیم افراد برای سفر اثر دارد . در جوامع امروزی ، معمولا الگوهای سفر از دو هفته تعطیلات در سال به سه یا چهار روز در سال کاهش یافته است .

۲) در آمد : از عوامل مهم نیازهای سفر توانائی مالی است که به عنوان پس انداز یا وجوه مازاد بر هزینه های ضروری زندگی در خانواده ها وجود دارد و برای سفر در نظر می گیرند .

مازاد هزینه های ضروری وجهی است که پس از پرداخت هزینه های غذا ، لباس ، مسکن ، پرداخت هزینه های آب ، برق ، گاز و تلفن برای خانواده باقی می ماند .

۳) وسیله سفر : دسترسی آسان به وسایل جابجائی ( خودرو ، اتوبوس ، قطار ، هواپیما و کشتی ) و مدت یا ساعاتی که صرف گرفتن بلیط و رفتن به ایستگاه یا پایانه حرکت می شود ، از عوامل مهم تصمیم گیری برا یسفر است .

۴)انگیزه : انگیزه یکی از عوامل مهم و موثر برای تصمیم گیری برای سفر است . انگیزه ممکن است ناشی از بدنبال چیزی نو بودن ، تحصیل ، ملاقات با افراد و دوستان ، سرگرمی ، استراحت یا کاهش فشار ورانی باشد .

صنعت گردشگری

در سالیان اخیر بدلیل اهمیت گردشگری از آن بعنوان یک صنعت نامبرده میشود و این صنعت به اندازه ای درآمدزا و پرسود میباشد که بسیاری از کشورها به اندازه درآمد نفتی کشورمان ایران از این صنعت کم هزینه و پرسود درآمدزائی کرده اند.

صنعت گردشگری و یا اصطلاحاً صنعت توریسم، سومین صنعت مولد شغل و سرمایه بعد از صنعت نفت و خودرسازی میباشد. به همین دلیل در دهه های اخیر بسیاری از دولتها، مسئولین اقتصادی و صاحبنظران با حساسیت بیشتری به گسترش این صنعت روی آورده اند و در تلاش هستند سهم بیشتری از بازار جهانی این صنعت را برای جوامع خود به ارمغان ببرند. گردشگری در چند دهه اخیر به یکی از مهمترین بخش های فعالیت اقتصادی کشور ها تبدیل شده است. بر اساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی UNWTO تا سال ۲۰۲۰ درآمد حاصل از توریسم بین الملل به ۶/۱ میلیارد دلار برسد. این صنعت بعنوان یک سیستم جهانی بخش قابل توجهی از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است.

 

صنعت گردشگری از دیدگاه اقتصاد

اقتصاد دانان از صنعت گردشگری بعنوان یک صنعت مولد سرمایه و اشتغال زا نام میبرند و توجه خاصی به این صنعت دارند لذا معتقدند توسعه صحیح گردشگری به لحاظ اقتصادی موجب افزایش ارز آوری می شود. صاحبنظران علم اقتصاد معتقدند اگر کشوری بتواند از پتانسیلها استفاده کرده و چرخهای این صنعت را در کشورش به حرکت درآورد شاهد شکوفائی شگرفی در سطح اقتصاد کشور خواهند بود. تاثیر این صنعت از جهات مختلف قابل بررسی و مهم است که به تعداد از این مولفه ها در زیر اشاره شده است :

ورود ارز به کشور

اشتغال در بسیاری از زمینه ها

پویائی بازار خرده فروشی

فعال شدن فرودگاهها و سیستم های حمل و نقل

افزایش سرمایه گذاری

افزایش تولیدات محلی و بومی و صنعتی(صنایع دستی و محصولات فرهنگی)

افزایش میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی (هتل سازی و سایر خدمات مرتبط)

و بسیاری از موارد دیگر که هر یک به تنهائی قابل بررسی و مطالعه میباشد.

صنعت گردشگری از دیدگاه اسلام

دین مبین اسلام نسبت به مفهوم گردشگری و سیاحت دیدگاه خاص و متفاوت دارد. اسلام گردشگری را حمل بر امور والا و ارزشهای اخلاقی می کند. یکی از این دیدگاهها، سیر و سفر در کشورها برای گردش، آشنائی، جستجو و کشف و نه برای کسب درآمد و اقامت گزیدن می باشد. در تفکر دینی اسلام برای جهانگردی کارکردی خاص مورد توجه قرار گرفته است، به گونه ای که حرکت در زمین برای رسیدن به درکی بالا جهت ستایش قدرت مطلق و تامل در نظام آفرینش خداوند باریتعالی از سفارشهای موکد قرآنی است.

در خصوص فواید سفر و مسافرت از ائمه اطهار و نبی اکرم (ص) احادیث و روایتی ذکر شده است. البته در اسلام علاوه بر اینکه به فواید آن اشاره شده است محدودیتهای را هم برای بعضی از سفرها در نظر گرفته است.

در روایاتی، مسافرت مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است. از جمله در حدیث نبوی آمده است:

سافروا تصحوا، سافروا تغنموا؛

مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید. مسافرت کنید تا بهره مند شوید.

در حدیثی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است:

سافروا تصحوا و ترزقوا؛ (( مسافرت کنید تا سلامتی و روزی پیدا کنید.((

حال با توجه به شریعت اسلام و بهره گیری از فرامین دین مبین اسلام ما میتوانیم بعنوان یک کشور اسلامی بنیان گذار صنعت گردشگری اسلامی باشیم و مدیران با برنامه ریزی دقیق و با بهره گیری از صاحبنظران اسلام نسبت به تعریف صنعت گردشگری اسلامی اقدام کنند.

موقعیت ایران در صنعت گردشگری

بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری، ایران رتبه ۱۰ جاذبه های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه های طبیعی را داراست با این وجود از لحاظ بهره برداری از این منابع در جایگاه مطلوبی قرار نگرفته است. در حالی که سهم ایران با وجود رتبه ممتازش در جاذبه های جهانگردی از درآمد گردشگری جهان حتی به یک درصد هم نمی رسد.

کشور پهناور ایران با ویژگیهای طبیعی و اقلیمی خاص و همچنین آثار تاریخی و هنری برای علاقه مندان به گردشگری مقصد بسیار مستعدی میباشد و همچنین در سطح بین المللی هم به دلایل ویژگیهای جغرافیائی و قرار گرفتن در راه شرق آسیا و اروپا (جاده ابریشم) مورد توجه میباشد. کشور ایران در گروه کشورهای برتر جهان از نظر قابلیت های طبیعی و تاریخی است. تنوع زیستی و وجود چهار فصل کامل و جاذبه های طبیعی بی همتا در کنار فرهنگ اصیل ایرانی بیانگر قابلیت بالای توسعه گردشگری در ایران است.

این ویژگیها فرصت بی نظیری را در اختیار ایران قرار داده است تا با توسعه صنعت گردشگری کشورمان، از دیدگاه فرهنگی ایران را به عنوان یکی از گهواره های تمدن در سطح بین الملل معرفی نماییم.

وضعیت ایران در صنعت گردشگری

در ده سال گذشته تا به امروز بسیاری از کشورهای اطراف ایران با هدف جذب گردشگر بیشتر با تمام توان پا به میدان این صنعت گذاشته اند و بر درآمدهای ملی خود افزوده اند و از مزایای توریسم و سرمایه گذاری در این زمینه سود هنگفتی را برای کشورشان بوجود آورده اند ولی متاسفانه کشورما ایران با وجود بسیاری از ویژگیهای لازم برای صنعت گردشگری نتوانسته است در این میدان سهم واقعی خود را بدست آورد و از رقیبان تازه به دوران رسیده خود بسیار فاصله دارد. با توجه به اینکه مدیران و مسئولین دولتی با وجود وضع قوانین حمایتی برای این صنعت، نتوانسته اند به اهداف اصلی خود برسند، نیاز به بازنگری و تغییراتی در ساختار ساختمان این صنعت در کشورمان ضروری احساس میشود.

موانع رشد صنعت گردشگری در ایران

علی رقم آنکه ایران یکی از کشورهای مستعد در زمینه گردشگری محسوب میشود اما به دلایل بسیاری رشد این بخش در کشورمان در مقایسه با سایر کشورهای منطقه مطلوب و قابل توجه نبوده است. کارشناسان و صاحبنظران دلایل فراوانی را بعنوان موانع بر سر راه رشد این صنعت بیان نموده اند که مختصراً به هر یک از آنها میپردازیم.

۱- ضعف مدیریت کلان در صنعت گردشگری :

مدیریت کلان در بحث صنعت گردشگری از مهمترین مولفه های موفقیت در این صنعت نوظهور میباشد. با توجه به اینکه مدیریت کوتاه مدت و سطحی نگر در صنعت گردشگری جوابگو نخواهد بود و این صنعت را به مرحله سود دهی نخواهند رساند لذا مدیریت دولتی و دیگاه های سیستم های دولتی پاسخگوی نیازهای این صنعت نخواهند بود.

در صنعت گردشگری ایجاد زیرساختهای لازم به همراه برنامه ریزهای کوتاه مدت و بلند مدت میتواند این صنعت را به شکوفائی برساند، لذا مدیریت دولت به دلیل کوتاه بودن عمر مسئولیت شان و تغییرات مدیریتی در تمام سطوح سازمانی، اجرای برنامه ریزهای بلند مدت امکان پذیر نمی باشد و همچنین تغییرات پی در پی مدیران، اجرای برنامه های کوتاه مدت را هم مختل می کند، و از همه مهمتر نبود احساس رقابت در میان مدیران دولتی باعث می شود تا صنعت گردشگری توسعه نیابد و علاوه بر آثار اقتصادی منفی باعث تخریب آثار تاریخی، هنری و محیط زیست و طبیعت هم گردد. در کشور، صنعت گردشگری بصورت دولتی و نهادی اداره میشود. تصمیم گیری ها و اجرای تصمیمات همه توسط دولت صورت میگیرد، بیشتر هتلها توسط بخش دولتی اداره میشوند، شرکتهای هواپیمائی همه به نوعی وابسته به دولت هستند. لذا برای پویائی و افزایش مزیت نسبی و ایجاد رقابت، باید بخش های خدماتی از قبیل هتلها، شرکتهای حمل ونقل و فرودگاهها به بخش خصوصی واگذار شود تا در محیط رقابت به ارائه خدمات بهتر روی آورند تا شاهد رشد و پویائی در این صنعت باشیم و از آثار مثبت آن بهره مند گردیم.

۲-عدم توجه به توسعه منابع انسانی در صنعت گردشگری :

یکی دیگر از مشکلات ما در این صنعت عدم توسعه منابع انسانی میباشد. بیشتر نیروهای بکار گرفته شده در صنعت جهانگردی عموماً از لحاظ علمی غیر مرتبط با صنعت گردشگری میباشند و در این صنعت بدون توجه به ویژگیهای این صنعت و فقط با دید تجاری و درآمد زائی وارد میدان عمل شده اند. که این خود باعث افزایش هزینه ها و آثار منفی و عدم توسعه گردشگری در کشورمان شده است. با تاسیس مدارس فنی و حرفه ای و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مرتبط با صنعت گردشگری باید به تربیت نیروهای متخصص و کارآمد بپردازیم و نیروهای موجود را با برگزاری دورهای کوتاه مدت علمی و آموزشی با تکنولوژی و علم روز در صنعت گردشگری آشنا سازیم و با برگزاری سمینارهای تخصصی برای مدیران از تجربیات سایر کشورها بهره ببریم.

۳-ضعف در اطلاع رسانی و تبلیغات در زمینه جذب گردشگر:

یکی دیگر از مهمترین عوامل جذب گردشگر از سایر کشورها اطلاع رسانی و تبلیغات در خصوص کشور ایران و امکانات و جاذبه های گردشگری آن میباشد که متاسفانه سازمانها و نهادهای درگیر با صنعت گردشگری که متوالیان اصلی این صنعت میباشند در این خصوص فعالیتی ندارند و یا بسیار ضعیف عمل کرده اند. لذا گردشگران خارجی بدلیل عدم آشنائی با کشورمان، نام ایران را بعنوان یکی از مقاصد گردشگری در لیست خود قرار نمی دهند در صورتی که کشورهای نوظهوری همچون کشور امارات متحده عربی با تبلیغات گسترده اقدام به جذب گردشگران خارجی می نماید و سالانه درآمد کلانی از این صنعت دارد. لذا باید با تهیه برنامه های تلویزیونی و فیلمهای مستند در خصوص جاذبه های گردشگری ایران و پخش آنها از شبکه های تلویزیونی بین المللی زمینه های آشنائی با ایران را برای گردشگران خارجی فراهم کرد.

 

 

۴- سایر موانع رشد صنعت گردشگری در ایران :

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در کشورمان ایران و کوتاه شدن دست استعمارگران غربی از منافع ملی، بسیاری از کشورهای غربی با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی توسط رسانه های بین المللی و نشان دادن چهره منفی از کشورمان باعث تغییر مسیر بسیاری از گردشگران شدند و بعد از آن با آغاز جنگ تحمیلی و نا امن نشان دادن ایران به مردم جهان باعث کاهش جذب گردشگران خارجی به مقصد ایران شدیم. این دو عامل هم خود نقش مهمی را در عدم رشد صنعت گردشگری در ایران داشتند ولی با مدیریت خاص، میتوانستیم آثار این عوامل را کم رنگ و حتی خنثی کنیم.

عوامل و عناصر موثر در صنعت گردشگری

در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی مکمل همدیگر هستند و نبود یکی از آنها باعث نا کارآمدی وجود دیگری میشود، لذا باید بخش دولتی و بخش خصوصی هر یک در جایگاه خود قرار بگیرند تا شاهد رشد و شکوفائی این صنعت باشیم.

بخش دولتی با ایجاد زیرساختهای میتواند نقش اساسی را در توسعه این صنعت داشته باشد. یکی از مهمترین وظایف بخش دولتی، مدیریت کلان و تعیین سیاست های کلی در این صنعت باشد. با مطالعه بر پتانسیلهای موجود در ایران، نقشه و طرح جامع گردشگری را برای کشور تدوین کنند و با تخصیص بودجه زیر ساختهای لازم برای سرمایه گذاری بخش خصوصی را مهیا کنند. با گسترش جاده ها، تجهیز فرودگاهها و ترمیم و اصلاح سیستم های حمل و نقل زمینه های امنیت و آرامش خاطر گردشگران را ایجاد کنند. با وضع قوانین و مقررات بستر سازی جهت ایجاد امنیت روانی و اجتماعی برای گردشگران و جهانگردان که فاکتور مکمل و بسیار مهمی در راستای توسعه صنعت گردشگری است صورت گیرد. به توسعه منابع انسانی و ایجاد مراکز آموزشی تخصصی بپردازند. با تدوین قوانین حمایتی از سرمایه گذاری در این صنعت راه را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی هموار سازند. با تبلیغات و اطلاع رسانی، زمینه های لازم را برای سفر گردشگران به ایران ایجاد کنند.

میتوان به این نتیجه رسید مدیریت کلان و متخصص در صنعت گردشگری حرف اول را میزند. برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت به همراه استراتژیک میتواند زمینه های لازم جهت توسعه و گسترش این صنعت را در پیش داشته باشد.

بخش خصوصی با احساس امنیت اقدام به سرمایه گذاری میکند، بخش خصوصی با در نظر گرفتن طرح جامع گردشگری که توسط مدیریت کلان تدوین شده است باید طراحهای خود را به اجرا بگذارد، ساخت هتلها و تاسیسات گردشگری و ایجاد دفاتر خدمات مسافرتی و ارائه تورهای ایرانگردی و ارائه اطلاعات به گردشگران جهت سفر به شهرهای مختلف ایران دامنه توسعه صنعت توریسم و گردشگری را گسترش میدهند و منجر به پویای گردشگری در کشور خواهند شد.

تامل بخش خصوصی و دولتی هم جایگاه خاص خود را دارد. پس از ارائه طرح جامع گردشگری و سیاستهای کلی برای این صنعت از سوی مدیریت کلان دولتی و آغاز به فعالیت بخش خصوصی، نیاز به تامل این دو بخش بیشتر احساس میشود زیرا زمینه های لازم برای جذب گردشگر مهیا شده حال باید بخش دولتی با برنامه ریزی های کوتاه مدت مانند برگزاری نمایشگاههای ایران شناسی و ایرانگردی در سایر کشورها اقدام نماید و امکان بازار یابی را برای شرکتهای خصوصی میسر سازد تا با معرفی خدمتشان به گردشگران بتوانند زمینه های جذب حداکثری را امکان پذیر نمایند. از دیگر اقدمات این دو بخش میتوان به تولید برنامه های رادیوئی و تلویزیونی، تهیه فیلم های سینمائی و مستند از جاذبه های گردشگری و ایرانگردی به زبانهای پر مخاطب و پخش آنها در شبکه های بین المللی اشاره کرد. همچنین میتوان به تهیه و چاپ راهنماهای گردشگری به زبانهای مختلف و توزیع آنها از طریق سفارتخانه های ایران در کشورهای دیگر نیز اشاره نمود.

در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی به همراه هم میتوانند به نتایج مطلوب برسند و هر یک به تنهائی فقط قسمتی از چرخهای این صنعت را بگردش در می آورند و در صورت نادیده گرفتن هر یک از این دو بخش قطعاً به بازده مثبت و شکوفائی در این صنعت نخواهیم رسید و حتی بهره برداری ناپایدار از عرصه های طبیعی میتواند موجبات نابودی منابع طبیعی را بهمراه داشته باشد و هزینه های جبران ناپذیری را به کشور تحمیل نماید.

شناسائی فرصت های پنهان گردشگری در ایران و اثرات آن بر جامعه

در کشور ما ایران فرصت های گردشگری فراوانی وجود دارد که تاکنون به آنها پرداخته نشده است. مدیریت کلان در صنعت گردشگری باید فرصت ها را در کشور شناسائی کرده و آنها را در طرح جامع گردشگری کشور بگنجاند و زمینه سرمایه گذاری را در آنها مهیا کند. گردشگری اسلامی و جاذبه های فرهنگی میتواند بعنوان یکی از فرصت های مناسب برای کشور باشد. از دیگر فرصتها در این صنعت میتوان به گردشگر سلامت اشاره کرد که باعث میشود تا سالانه بدون توجه به زمان خاص موجب سفر افراد برای دریافت خدمات پزشکی را مهیا کند. از دیگر فرصتهای که به آنها تاکنون توجه نشده وجود صحراها و کویرهای فلات ایران میباشد، سرمایه گذاری در این مناطق، اشتغال زائی را به همراه خواهد داشت و این امر از مهاجرت ساکنین این مناطق به شهرها جلوگیری می کند.

توجه به اینگونه فرصتها علاوه بر اشتغال زائی و ایجاد درآمد، شاهد کاهش بسیاری از ناهنجاریها همچون مشکلات امنیتی، فرهنگی و اجتماعی که عامل اصلی همه آنها فقر میباشد خواهیم بود.

 

گردشگری در جهان معاصر

امروزه گردشگری به عنوان پدیده ای اجتماعی که به جهت اجتماعی اقتصادی اثرات بسیاری در جوامع مقصد به جای می گذارد، مورد مطالعه محققین از رشته های علمی مختلف قرار می گیرد. آنچه که از مطالعات ومشاهدات محققین رشته های جامعه شناسی ،روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی درزمینه گردشگری بر می آید، نقش محوری واساسی آن درعرصه اقتصادی ودر زمینه های اوقات فراغت، تمدداعصاب، تبادل فرهنگی ورفع سایر نیازهای انسانی می باشد.با توجه به شرایط پس ازانقلاب صنعتی وفرآیند مدرنیزاسیون، جوامع غربی نه تنها پیشتازدرعرصه گردشگری محسوب می شوند بلکه این امر در جوامع آنان به یک نیاز اجتماعیاجتناب ناپذیرمبدل گشته است.

هر چند که کشورهای توسعه نیافته نیز بالاخص درسال هایاخیرتلاش های بسیاری در این زمینه به عمل آورده اند؛وعلی رغم آنکه بعضا موفقیتهایی داشتهاند، با موانع ومشکلات متعددی مواجه گشته اند که بدون عنایت به فرایند جهانی شدن وخصایص مرتبط با نظام سرمایه داری ارائه راهبرد ورفع موانع امکان پذیرنمی باشد و ازآنجاکه توسه نیافتگی امری تاریخی است بررسی عوامل خاص آن در بستر اجتماعی و در چارچوب نظری مناسب امری اجتناب ناپذیر می نماید؛چرا که سرمایه داری پیکره ای اقتصادیاست که نادیده انگاشتن آن در عرصه گردشگری نه تنها ما را به نتایج درستی نمی رساندبلکه هرگونه ارائه راهبرد را با چالش های انکار ناشدنی مواجه می نماید. امروزه گردشگری مبدل به صنعتی درآمد زا در کشورهای بالاخص غربی شده است . به طوری که پنجاه درصد درآمد حاصل ازاین صنعت تنها به سوی هفت کشور امریکا،انگلیس،فرانسه،ایتالیا،اسپانیا،آلمان واتریش سرازیر می شود.

کشورهایی که اصطلاحا جنوب نامیده می شوند،تنها با برداشتن موانعی که بر اثر سنت گرایی پایدار مانده اند می توانند گام های موثری در جهت تو سعه گردشگری بردارند ودر این عرصه که هر ساله بر تعداد رقبا و روشهای جذب گردشگر افزوده می شود سخنی موثر برای گفتن داشته باشند. در این مقاله ایران کشوری در حال توسعه در نظر گرفته شده است، که در جهت نیل به توسعه صنعت گردشگری در حال تکاپو می باشد وسعی دارد تا با تاکید بر برنامه بیست ساله با جذب حداقل یک ونیم درصد تعداد توریست به دو درصد درآمد این صنعت نائل گردد.

به طریقی که در این مقاله خواهد آمدجهت بررسی کنش های نیت کرده نظام سرمایه داری به بررسی یکی از پیامدهای نیت نکرده آن پرداخته شده است، که در کالبد جهانی شدن به رشدیخیره کننده دست یافته است. هرچند این مقاله برآن نیست تا به گونه ای تقلیل گرایانه گردشگری را به اقتصاد سرمایه دارانه محدود نماید اما توجه به ساخت نظام سرمایه داری و نحوه شکل گیری آن رویکرد مناسبی در جهت فهم موانع و چالش هایی است که صنعت توریسم در کشورهای جنوب به طور کلی وایران به طورخاص با آن مواجه گردیده است.

برای درک بهتر صنعت توریسم لازم است تا ارتباط آن با جهانی شدن وافول فرایند ملت گرایی وشکل گیری اتحادیه ها درقالب نظام سرمایه داری مورد بررسی قرار گیرد.

ایروینگ ام زیتلین که جامعه شناسی نئومارکسیستی است معتقد است که هدف اصلی رویکرد نظری مارکس تهیه دستورالعملی بود برای کشف روابط تودرتو و از نظر تاریخی تحول پذیر، روابطی که میان اقتصاد وسایر ابعاد جامعه وجود دارد.

بر طبق نظریه مارکس “سرمایه که دائما درصدد ایجاد کار اضافی بیشتر است چاره ای ندارد به غیر از آنکه دایره مبادلات را هم به عنوان مکمل آن گسترش دهد. برای تامین ارزش یا کاراضافی به کار اضافی بیشتری نیاز است، واین در واقع چیزی نیست جزء گسترش وانتشار هرچه بیشترتولید سرمایه داری. گرایش به ایجاد بازارجهانی مستقیما در خود مفهوم سرمایه می باشد، هرحدومرزی برای سرمایه، مانعی است که باید ازمیان برداشته شود.”

وهمین امر موجبات رشد فرایند جهانی شدن با پیشگامی نظام سرمایه داری بوده است. چرا که تجارت وسرمایه گذاری نمی تواند خود را به مرزهای ملی که زمانی آن را برای حفظ خود پدید آورده بود اکتفا نماید. بنابراین برایجاد اتحادیه ها وقوانین مشابه تاکید می نماید. شکل گیری اتحادیه اروپا را می توان درهمین چارچوب مورد ارزیابی قرارداد. چرا که سرمایه داری نیازمند رژیم حقوقی مناسب تری است تا در چارچوب آن بتواند به سرمایه گذاری وانباشت سرمایه بپردازد. اما مسئله اساسی آن است که سرمایه داری درسطحی فراتر در قالب مک دونالدیزه کردن جهان به حرکت درآمده است. سرمایه داری که فرهنگ آن لیبرالیستی و نظام سیاسی امن و مطمئن برای آن دموکراسی لیبرال می باشد، به همراه اشاعه سرمایه رشد می کند.

وسرمایه به هرجا که وارد شود فرهنگ وسیاست منطبق با منافع خود را نیز ترویج می نماید، ودر این راستا از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی چون ماهواره واینترنت بهره می برد تا در دنیایی که بر اساس نظریه فرانسیس فوکویاما به پایان تاریخ رسیده است آن را به پایان جغرافیا برساند تا بدون توجه به مرزهای جغرافیایی مبادلات صورت پذیرد. واز همین رهگذر می توان به پیشرفت صنعت توریسم در سال های اخیر و توجه بیش از پیش سرمایه داران وسیاستمداران به این عرصه پی برد و البته گردشگری به مانند سایر الزامات جامعه، از همان قانون مندی های نظام سرمایه داری پیروی می نماید.چرا که درک درست گردشگری وبرداشتن موانع ازپیش روی آن مستلزم برنامه ریزی های اقتصادی اجتماعی می باشد.

همگی درعصر جهانی شدن از قواعد خاصی پیروی نموده و زمانی که سخن از الزامات می رود، یعنی نمی توان به مقوله گردشگری جدای از سایر ابعاد سرمایه داری وجهانی شدن پرداخت. به هراندازه که ملت گرایی افول می نماید و جهانی شدن اوج می گیرد، به همان اندازه موانع وتشریفات مسافرتی کمتر شده وضمن گسترش ارتباطات اجتماعی، رقابت برای جذب گردشگر بیش از پیش رونق می گیرد. اما این در حالیست که جوامع توسعه نیافته که از رشد سرمایه داری و پویایی های درونی آن کم بهره بوده اند نه تنها در عرصه جهانی شدن در حاشیه قرار می گیرند بلکه در جذب گردشگر نیز با موانع وچالش های اجتماعی واقتصادی?زیادی مواجه می شوند.چراکه به لحاظ انباشت سرمایه درجوامع توسعه شمال (در برابرجنوب)آن جوامع در شکل دهی به صنعت توریسم ضمن اینکه نقشی تعیین کننده دارند، مسافرت آنان به جوامع توسعه نیافته می تواند ازجهت ارزآوری وبهبود اوضاع اجتماعی اقتصادی بسیار موثر باشد امااین امر با چالشها وموانعی روبروست که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.

عوامل موثر بر ادراک گردشگر:

ازآنجایی که اولین گام برای ارائه راهبرد گردشگری شناخت گردشگران و اهتمام و توجه به آنان است ابتدا باید آنان را به خوبی شناخت. آنان کیستند؟، عوامل موثر بر ادراکاتشان چیست؟، نیازهایشان کدامست؟، به چه چیزهایی علاقه مند هستند؟، چگونه میتوان آنان را به بازدید مجدد ترغیب نمود؟ و اینکه چگونه میتوان از آنان یک مبلغ مثبت ساخت؟

جهت شناخت حوزه علایق گردشگران، شناخت عوامل موثر بر شکل گیری ادراکات آنان حایز اهمیت است و میتوانند در این عرصه فیلترهای فیزیکی باعث تقویت و یا تضعیف وجهه میزبان نزد گردشگران باشد. از جمله نظافت و پاکی شهرها و محیطهای توریستی و سرویس های حمل و نقل هتلها و رستورانهای در نظر گرفته شده جهت پذیرایی از گردشگران که در صورت مناسب بودن از آنان مبلغانی مثبت خواهد ساخت؛ و بر فیلترهای روانی سایر گردشگران میتواند تاثیرگذار باشد. فیلترهای روانی عبارتند از خاطره، دانش یا آگاهی باورها و ارزشها و هنجارها. یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر ادراکات گردشگران وجهه آن کشور در عرصه بین المللی است که به عوامل سیاسی و رسانه ای مرتبط است و در این زمینه تبلیغات میتواند نقش موثری داشته باشد امروزه در جهان بحث های زیادی پیرامون گردشگری الکترونیک مطرح است، هرچند مقوله ای نوپاست اما در کشورهای غربی جایگاه خود را یافته است ودر ایران نیز تلاش هایی دراین راستا آغاز شده است.

شایان ذکر است که از این امر در جوامع توسعه یافته تعبیر به انقلاب گردشگری می شود .اهمیت تبلیغات در زمینه گردشگری به هیچ وجه قابل چشم پوشی نمی باشد چرا که در نظام سرمایه داری این عرصه هم مانند سایر عرصه ها هر روز فضایی رقابتی تر می یابد. هرچند تبلیغ امری تاریخی است اما متاسفانه جاذبه های گردشگری ایران نه تنها برای خارجی ها ناشناخته مانده است بلکه بعضا خود ایرانی ها هم نسبت به جاذبه های سرزمین خود کم اطلاع هستند. نباید فراموش کنیم که درعصر ارتباطات به هرشهروند به صورت بالقوه باید به دیده یک مبلغ نگریست می توان با زمینه سازی برای آموزش عمومی گردشگری که درادامه به آن بیشتر پرداخته خواهد شد برای حل این مسئله برنامه ریزی دقیقی داشت. این امری انکار ناپذیر است که “ از زمانی که تاریخ مکتوب وجود داشته، تبلیغ هم وجود داشته است.

الگوی توسعه بومی صنعت گردشگریباستان شناسانی که درکشورهای محدوده دریای مدیترانه کاوش می کرده اند به نشانه هایی برخورده اند که بدان وسیله افراد را از رویدادها ومحصولات خاص آگاه می کرده اند. رومی ها دیوارها را نقاشی کرده و بدان وسیله مبارزه های گلادیاتورها را به اطلاع دیگران می رسانیدند و فنیقی ها تابلوهایی را نقاشی می کردند و بدان وسیله محصولات خود را به رهگذران معرفی میکردند. در عصر طلایی در یونان، جارچی ها فروش حیوانات، صنایع دستی، وحتی لوازم آرایش را به اطلاع مردم می رسانیدند. ولی تبلیغات کنونی از صدای جارچی ها بسیار فراتر رفته است.

الگوی توسعه بومی صنعت گردشگری

 

 

 

صنعت گردشگری هم اکنون از جایگاه بسیار خوبی در سطح جهانی برخوردار است . این صنعت ضمن درآمدزایی بسیار گسترده موجب نزدیک تر شدن ملل ، اقوام و فرهنگ ها به یکدیگر شده است.هر ساله میلیون ها نفر در سراسر جهان به سفر می روند و تقریبا مسافرت به بخشی از زندگی مردم جهان بدل شده است. با این حال صنعت گردشگری در ایران و میزبانی از گردشگران خارجی همچنان بدون رونق پیگیری می شود به گونه ای که در سالهای اخیر تقریبا در هرماه تنها ۱۷۰ هزار نفر مسافر خارجی به کشور سفر کرده است در حالی که کشور ترکیه در سال جاری هر ماه میزبان بالغ بر ۲/۵ میلیون گردشگر بوده است.با این حال باید گفت با توجه به افق پیش روی صنعت جهانگردی در ایران که مختصات آن در سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور تدوین شده است ایران در سال ۱۴۰۴ می بایست میزبان ۲۰ میلیون گردشگر باشد .

اما با توجه به وضعیت فعلی گردشگری در ایران و همچنین پیش بینی های سازمان شورای جهانی جهانگردی، ایران با روند فعلی نمی تواند به چنین عددی در سالهای پیش رو دست یابد . چرا که با توجه به پیش بینی صاحب نظران و همچنین موسسات بین المللی جهانگردی ایران در سال های پیش رو نه تنها با رشد در صنعت توریسم روبه رو نمی شود بلکه در سال ۲۰۲۰ با تجربه رشد ۳.۸ درصدی علنا ناقوس شکست زودهنگام صنعت گردشگری در ایران به صدا در می آید.اما باید دانست طی یک برنامه ریزی منسجم و هدفمند می توان طی ۱۵ ساله آینده و حتی پیش از رسیدن به سال ۱۴۰۴ به اهداف سند چشم انداز دست یافت.

البته این مهم تنها با آسیب شناسی فعالیت های گذشته و بازنگری در قابلیت های موجود گردشگری ایران صورت خواهد پذیرفت. متاسفانه آنچه که از برنامه ریزی های سازمان های متولی گردشگری در ایران بر می آید می توان گفت که نحوه حرکت به سوی پیشرفت در صنعت گردشگری در ایران کاملا با کپی برداری از نسخه های غربی صورت پذیرفته است امری که در حقیقت به پاشنه آشیل توسعه صنعت توریسم در ایران بدل شده است. متاسفانه ایران در صنعت گردشگری سعی دارد تا مقلد کشورهایی مانند ترکیه و یا امارات شود در حالی که این تقلید به دلیل محدودیت های بسیار در نهایت به عقب افتادن صنعت گردشگری از برنامه های پیش بینی شده منجر شده است ضمن آنکه واقعیت های صنعت توریسم ایران که راقم این سطور از آنها با عنوان "شاه کلید پیشرفت صنعت گردشگری کشورمان" نام می برد در خلال این برنامه ها فراموش شده اند.

به عنوان مثال بخش عمده ای از صنعت گردشگری در ترکیه مربوط به گردشگری تفریحی با استاندارد های غربی است که نظیر آن در منطقه توریستی آنتالیا به خوبی مشخص است اما بی شک چنین برنامه هایی که دلیل اصلی پیشرفت صنعت گردشگری ترکیه بوده نمی تواند در ایران اجرا شود . به عنوان مثال اگر ایران تفرجگاهی با استانداردهای کیفی بالا نیز در یکی از سواحل کشور پدید آورد در نهایت گردشگران خارجی تمایلی به حضور در چنین فضاهایی که با محدودیت های بسیار زیادی برای آنها پدید می آورد ندارند و این پروژه در نهایت به شکست منتهی می شود. البته کپی برداری از نحوه پیشرفت در صنعت گردشگری از غرب تنها به همین جا ختم نمی شود بلکه ایرادات بسیاری بر پیاده سازی چنین الگویی در کشور وارد است که جای بحث آنها در این سیاهه نمی گنجد.اما باید دانست که می توان برای توسعه حقیقی گردشگری در ایران الگوی جدیدی را پیشنهاد داد که نه تنها با محدودیتی روبه رو نیست بلکه از تمام ظرفیت های بالقوه موجود در کشور نیز استفاده می شود و در نهایت می تواند صنعت گردشگری در ایران را با یک پرتاب به یکی از قطب های این صنعت در سطح جهان بدل سازد. در حقیقت این الگو که بر اساس ظرفیت های بومی کشور و بر آمده از یک نیاز درون جامعه ای از صنعت گردشگری است می تواند راهکار بسیار مناسبی برای پیشرفت این صنعت در کشور باشد.

اما در خصوص چیستی الگوی توسعه بومی گردشگری در ایران باید گفت که مهمترین مولفه ماهیت ساز چنین الگویی توجه به قابلیت های درونی صنعت گردشگری در ایران است که البته برخی نیز از آن با نام محدودیت یاد می کنند! به زعم راقم این سطور فرهنگ ایرانی اسلامی مهمترین شاخصه چنین الگوی گردشگری در کشور است. اگر صاحب نظران در عرصه توریسم به فرهنگ ایرانی اسلامی به عنوان یک قابلیت بکر ، ممتاز و متمایز از فرهنگ گلوبالیزه شده غربی نگاه کنند آن گاه می توان به رشد صنعت گردشگری در ایران امیدوار بود و البته تا آن زمان که ما در صدد پیروی از نسخه های غربی گردشگری باشیم چیزی جز رکود در این صنعت مهم نخواهیم داشت.

به راستی آیا جاذبه حقیقی توریستی در ایران هتل های ۷ ستاره است؟! آیا در کشور های غربی از این دست هتل ها وجود ندارد؟ آیا با ساخت پارک های آبی و تفرجگاه های ساحلی که امروز پیشرفته ترین های آن در کشورهای همسایه ما وجود دارد می توان ایران را به قطب گردشگری جهان بدل کرد؟! بی شک خیر!

امروز بیش از از ۱/۵ میلیارد مسلمان در سطح جهان وجود دارد که غالب آنها با ایران آشنا هستند و خواستار سفر به کشورمان می باشند. اما به راستی مسئولین چقدر برنامه ریزی برای فعال سازی این پتانسیل انجام داده اند؟! امروز ساکنین کشورهای منطقه آسیای میانه و قفقاز به دلایل تاریخی و همچنین زبان مشترک خواهان آشنایی با فرهنگ ایرانی هستند اما آیا واقعا برنامه ریزی برای جذب این افراد صورت گرفته است؟! امروز ایران مهد تشیع و نمود تشکیل یک حکومت مبتنی بر دین و خواست مردم است. آیا مسئولین گردشگری کشور برنامه ریزی برای معرفی این شاخصه بزرگ که بی شک خود به تنهایی می تواند بسیاری از غربی ها را به ایران سرازیر کند انجام داده اند؟! آیا تا به حال کسی سعی کرده است در کشور هتلی هفت ستار بر مبنای فرهنگ و معماری ایرانی اسلامی بسازد و یا ما همچنان بی دلیل باید پیرو نسخه های غربی پیشرفت در همه شئون باشیم؟!!!

لذا در نهایت باید گفت صنعت گردشگری در کشور ایران که هم اکنون از وضعیت نا به سامانی رنج می برد در صورت تدوین الگوی توسعه ایرانی اسلامی می تواند در آینده ای بسیار نزدیک به یکی از صنایع مهم کشور تبدیل شود و ایران را به یکی از اقطاب صنعت جهانگردی در سطح جهان بدل سازد. اما بی شک مهمترین مولفه برای تدوین چنین الگویی در نظر گرفتن قابلیت های فرهنگ ایرانی اسلامی و اجتناب از گرفتار شدن در دام توسعه غربی صنعت گردشگری است که به بسیاری از بارزه های فرهنگی ایران به چشم یک محدودیت می نگرد. البته پرواضح است که اگر همچنان متدهای غربی در بحث توسعه گردشگری کشور ملاک قرار گیرد به دلیل تصادم ها و اصطکاکات این الگو با فرهنگ ایرانی و خواست مردم صنعت گردشگری در کشور با شکست

روبه رو خواهد شد در حالی که با توسعه بومی صنعت گردشگری می توان ضمن دستیابی به رونق در این صنعت به بسط فرهنگ و اندیشه ایرانی اسلامی در سطح جهانی پرداخت.

چرخ صنعت توریسم می لنگد

سال های سال وقتی به پشتوانه نفت به راحتی سر بر بالین می گذاشتیم و به افق های روشن آینده اقتصاد می نگریستیم، مفهوم توسعه اقتصادی با صنعتی نان آور به نام گردشگری قدری مضحک می نمود; اما از آن پس که اعلام شد فقط تا ۶۷ سال دیگر نفت در چاه های سیاه داریم انگار صنعت گردشگری مجوز ورود به اقتصاد ایران را پیدا کرد.

گردشگری مقوله ای است که بیش از هر چیز در تمام نمایه های بیرونی و ظاهری خود متوجه اقتصاد است و در این راستا اهدافی را به دنبال دارد. هر چند گردشگری در صورت فقدان دستاوردهای فرهنگی به شکست خواهد انجامید، اما جنبه های اقتصادی و توجه کافی به امور اقتصادی تقدم منطقی بر همه اهداف فرهنگی کار دارد.

شاید هزینه های مورد نیاز برای تامین اهداف اقتصادی در امر گردشگری ظاهرا گزاف باشد و در کوتاه مدت بازدهی مستقیم نداشته باشد اما کاربری اقتصادی آن در بدو امرآشکار بوده و در متنوع ترین اشکال خود به صورت منافع اقتصادی که پایه معبر اصلی اقتصاد گردشگری هستند آشکار خواهد شد، زیرا توریسم نه تنها صنعت پیشینه داری محسوب می شود بلکه به علت ویژگی های منحصر به فردی که دارد مفهوم صنعت را توسعه داده و تکنولوژی خاص خود را نیز مطرح کرده است.

به بیان ساده تر صنعت توریسم به مثابه یک مدل توسعه محوراقتصادی نیروی محرکه ای فراهم می سازد که با تکیه بر آن ، چرخ های صنایع حیاتی با شتاب بیش تری حرکت می کنند و راه توسعه محلی و ملی هموار می شود.

تکنولوژی خاص مورد اشاره در این صنعت، متشکل از چهار عنصر حیاتی به هم پیوسته ای است که از آنها به عنوان "ابزار و تجهیزات"، "نیروی انسانی"، "اطلاعات و ارتباطات" و "سازمان و مدیریت" یاد می شود.

براساس تعریف سازمان جهانی جهانگردی، گردشگر کسی است که به سرزمین یا کشوری غیر از محل اقامت دائمی خود مسافرت می کند و دست کم یک شب و حداکثر یک سال در آنجا می ماند و دلیل عمده مسافرت او تفریح، استراحت، دیدار بستگان، درمان، زیارت اماکن مقدس، بازدید از آثار تاریخی و مراکز فرهنگی وهنری، شرکت در مسابقات ورزشی یا تماشای آن، دیدن نمایشگاه های بازرگانی یا مراکز فعالیت های اقتصادی و شرکت در همایش ها و نشست هاست.

گردشگران، اصلی ترین و تنها منبع درآمد در اقتصاد گردشگری هستند و توجه به آنها رکن اصلی در دستیابی به یک اقتصاد گردشگری پررونق است.

از این بعد گردشگری در ایران یا "گردشگری ایرانی" هم داستان مختص به خودش را دارد. وجود شهرهای مقدس قم و مشهد با میلیون ها مسلمان درهمسایگی ایران می تواند هر ساله پذیرای خیل عظیمی از مسلمانان مشتاق زیارت باشد.

همچنین سرزمین ما به لحاظ برخورداری از ۴۰ درجه اختلاف دما درهر روز از سال به سرزمین چهار فصل معروف شده و طبیعت متنوع، کوه های سر به فلک کشیده البرز و زاگرس همه گونه مناظر دیدنی را یک جا فراهم می آورد.

از وجهی دیگر ایران یکی از غنی ترین کشورهای جهان از حیث آثار باستانی در بیش ترین دوره های تاریخی تمدن بشر و حتی ما قبل تاریخ به شمار می رود و بسیار بدیهی است که حفظ این آثار باستانی و نگهداری بهینه آنها نیاز به بودجه هنگفتی دارد که نمی تواند با اتکا بر درآمدهای عمومی دولت محقق شود.

بر این مبنا گردشگری یکی از عمده ترین منابع قابل استفاده در حفظ و نگهداری آثار تاریخی است و چنین منبعی نه تنها سازمان های ذی ربط مانند سازمان میراث فرهنگی را در حفظ این آثار ارزنده که نمایاننده شکوه و عظمت تاریخ کشورمان است، یاری می رساند بلکه خود زمینه های توجه بلیغ به این عرصه از فعالیت فرهنگی را فراهم نموده و امکان توسعه تحقیقات و کشف آثار باستانی دیگر را که تاکنون دور از دسترس و یا مدفون بوده اند میسر می سازد و بدون تردید توسعه کشف آثار باستانی و گسترش تحقیقات در این زمینه نیز اثرات مضاعفی بر توسعه صنعت گردشگری خواهد گذاشت.

امکانات بالقوه کشور ما در ایجاد یک قطب گردشگری از هر نظر قابل اتکاست.اکنون این سوال مطرح می شود کهرا با وجود چنین امکانات بالقوه وسیعی، اقتصاد گردشگری ایران در مقایسه با کشورهایی چون ترکیه و مصر از چنین سطح نازلی برخوردار بوده است؟

به دلیل روحیه مهمان پذیری ایرانیان در اقصی نقاط کشور و هم چنین به دلیل فرهنگ سنتی مردم در تامین امنیت اجتماعی برای خارجیان هیچ گونه تهدیدی وجود ندارد.اگر فقدان توجه را به نبود فرهنگ گردشگری در ایران بدانیم این امر باید در مورد کشورهایی چون مصر و ترکیه نیز صادق باشد، در حالی که این دو کشور یکی از عمده ترین منابع درآمدهای ارزی خود را ازمحل گردشگری بین المللی استحصال می کنند.

از این وجه گاهی این پاسخ به ذهن متبادر می شود که علت اصلی در به وجود آمدن چنین شرایطی، نیازمند نبودن کشور به محل درآمدهای ارزی حاصل از اقتصاد گردشگری است و وابستگی اقتصادی کشور به درآمدهای سرشار ارزی حاصل از فروش نفت می تواند در یک نگاه مقدماتی، دلیل اصلی ضعف در اقتصاد گردشگری ایران باشد. زیرا همین علت،عامل اصلی در ضعف عمومی دیگر قطب های اقتصادی کشور در دو بخش کشاورزی و صنعت نیز بوده است.

اقتصاد تک محصولی تبعات بسیار پیچیده ای را باعث شده و مشکلات ساختاری گسترده ای در ساختار یک کشور ایجاد می کند که زدودن آن نیاز به برنامه ریزی های بسیار وسیع و طولانی مدتی دارد.

همین اقتصاد تک محصولی وابسته به صادرات نفت، رونق اقتصادی زائدی را نیز در کل پیکره اقتصادی کشور ایجاد کرده بود که باعث "سفرهای پیاپی" قشر معینی از افراد جامعه به طور مکرر به خارج از کشور می شد.

هر چند که ممکن است، بسیاری از کارشناسان اقتصادی، فقدان زیر ساخت های مناسب برای توسعه اقتصاد گردشگری را زمینه های عمده ضعف در این بخش از اقتصاد بدانند، لیکن این امر خود به عنوان یک امر تبعی مطرح است یعنی همان عامل اقتصاد تک محصولی وابسته و رونق اقتصادی کاذب و علاقه مند به سفرهای خارجی به عنوان عامل اصلی در عدم پیشرفت گردشگری در ایران عمل می کرده است و بقیه عوامل و علل را می توان تابعی از این دلائل قرار داد .

متاسفانه "خانه های فرهنگ ایران" در خارج از کشور به دلیل دیدگاه یک سویه گردانندگان آن در بیش تر کشورهای جهان فاقد اثر بخشی لازم در عرصه تبادلات فرهنگی و گسترش فرهنگ آمد و شد به کشور ایران بوده اند. سمت و سوی خانه های فرهنگ ایران به دلیل توجه بیش از حد به امور سیاسی تنها مورد توجه آن دسته از خارجیانی بوده که از دیدگاه صرفا سیاسی به امور ایران توجه داشته اند. علاوه بر این مورد، عرصه دیگر فعالیت خانه های فرهنگ ایران، اجرای پاره ای از برنامه های فرهنگی و هنری و یا احیانا معرفی صنایع دستی و نهایتا فرش بوده است.

مشکل دیگر گردشگری،تعدد عوامل تاثیر گذار بر این صنعت است که در راس آن مسائل سیاسی قرار دارد. نادیده گرفتن هر کدام از این عوامل موثر به دلیل نقش کیفی هر کدام از آنها می تواند پاره ای معضلات را در این عرصه باعث شود.

با توجه به آنچه تا کنون گفته شد صنعت گردشگری نیازمند کادرهایی است که برای این عرصه از فعالیت اقتصادی و فرهنگی ، آموزش های فنی و علمی لازم را دیده باشند و توانایی های لازم را در ایجاد و گسترش ارتباط های فرهنگی به ویژه در خانه های فرهنگ و هنرایران در خارج از کشور کسب کرده باشند.

به واقع رویداد گردشگری را می توان واقعه ای دانست که به طور معمول برخلاف زندگی متعارف و جاری جامعه میزبان شکل می گیرد. آغاز و پایانی برای آن متصوریم و هدف از آن تامین یک نیاز(برگزاری مراسم معنوی حج)، فعالیت های اجتماعی خیریه(گلریزان)،گذران اوقات فراغت برای مردم محلی(مسابقه ای ورزشی) یا جلب گردشگران به یک مقصد گردشگری (تلاش برای میزبانی مسابقات جام جهانی فوتبال) می باشد.

منطبق بر این برش تحلیلی یکی از موثرترین عوامل در توسعه صادرات یک کشور، مساله گردشگران خارجی است. گردشگری، زمینه اصلی آشنایی خارجیان با عرصه های گوناگون فعالیت اقتصادی در یک کشور است و گردشگرانی که از کشورهای خارجی به داخل کشور می آیند به طور طبیعی در یکی از زمینه های اقتصادی، علمی، فنی و فرهنگی در کشور خود فعالیت دارند و چه بسا که تعدادی از آنها دست اندرکاران اصلی فعالیت های اقتصادی در کشورهای خودشان باشند.

این جنبه از گردشگری می تواند اثربخشی بسیاری در عرصه فعالیتهای اقتصادی کشورمان داشته باشد، نه تنها از جنبه توسعه صادرات بلکه هم چنین از بعد جلب سرمایه های خارجی در عرصه هایی از فعالیت اقتصادی و صنعتی که ممکن است برای خارجیان بسیار جذاب باشد.

علاوه بر آن که رشد و توسعه صنعت گردشگری می تواند به خودی خود یکی از اصلی ترین عرصه های جذب سرمایه های خارجی باشد، توجه خارجیان به کالاهای ساخت داخل اعم از صنایع دستی و دیگر صنایع نیز می تواند زمینه بسیار مساعدی برای توسعه صادرات فراهم نماید و چه بسا که اقتصادی بودن تولید بخشی از فرآورده های صنعتی به دلیل وجود منافع ،مواد اولیه و یا نیروی کار ارزان بتواند توجه سرمایه گذاران خارجی را نیز به خود جلب کند.

منافع اقتصادی حاصل از سرمایه گذاری کالا در عرصه صنعت گردشگری در صورت اتخاذ خط مشی های واقع بینانه و با افق دید در فاصله زمانی نسبتا میانه ای می تواند اثرات مثبت خود را به بار آورد. صنعت گردشگری با توجه به موارد یاد شده یکی از کلان ترین عرصه های فعالیت اقتصادی است که نه تنها در کشورهای پر گردشگر اروپا مانند فرانسه، اتریش،ایتالیا و اسپانیا بلکه بعضی کشورهای در حال توسعه مانند مصر و ترکیه یکی از اصلی ترین منابع درآمد این کشورها را شامل می شود.

رشد و توسعه صنعت گردشگری ضمن اینکه از یک سو به دلیل ایجاد درآمد و اشتغال زایی، منبع افزایش درآمد و رونق برای بیش ترین عرصه های فعالیت اقتصادی در یک کشور است، بلکه از دیگر سو به دلیل افزایش درآمد در بخش خدمات به افزایش درآمدهای مالیاتی و عوارض شهرداری ها اثرات بسیار وسیعی خواهد گذاشت.

پیشرفت وسائل حمل ونقل و افزایش سرعت، ارزانی و آسایش نسبی مسافرت را در پی دارد و در نتیجه انقلاب بزرگی در گردشگری به وجود می آید که دامنه آن به ایجاد تاسیسات و خدمات گردشگری و تفکر بهره وری از این فعالیت می رسد تا جایی که امروزه گردشگری به عنوان فعالیتی سود آور و اشتغال زا در اقتصاد کشورها کاملا جا گرفته است و برنامه ریزان اقتصادی در طراحی ها و برنامه ریزی های کلان اقتصادی جایگاه ویژه ای برای این واقعیت اجتماعی قائل می شوند و از آن به عنوان "صادرات نامرئی" محصولات و خدمات یاد می کنند.

در کشورهایی که جاذبه های گردشگری،مراکز تفریحی مناسب، صنایع دستی و کالاهای کوچک به یاد ماندنی، اثر مذهبی، خدمات کامل و پذیرایی وجود داشته باشد یک گردشگر به طور متوسط ممکن است بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار خرج کند. در کشورهایی که فاقد این تسهیلات باشند نه تنها از گردشگران کاسته می شود بلکه گردشگران رغبت خرج کردن ۳۰ تا ۵۰ دلار در روز را هم نخواهند داشت.

بررسی های صورت گرفته در زمینه درآمدهای گردشگری و سهم خدمات گردشگری در کل مبادلات تجاری جهان نشان می دهد که این سهم در دهه های اخیر افزایش متوسطی داشته است و اگر در آغاز دهه ۱۹۵۰ سهم خدمات گردشگری در کل صادرات جهانی ۳/۴ درصد بود، اقتصاد جهان در سال پایانی دهه ۱۹۸۰ شاهد سهمی بیش از ۸ درصد برای خدمات گردشگری در کل صادرات بود. در سال ۱۹۹۰ میلادی جمعا ۲۳۰ میلیارد دلار در کشورهای مختلف جهان خرج شده و ۴۲۵ میلیون گردشگر در کشورهای دنیا به ثبت رسیده است. در سال ۲۰۰۰ تعداد گردشگران جهان به حدود ۶۶۱ میلیون نفر رسید و در سال ۲۰۰۷ به حدود ۹۰۰ میلیون رسیده است.

کشورهای فرانسه، آمریکا، اسپانیا ، ایتالیا و اتریش بیش ترین تعداد گردشگران را به خود جلب کرده اند و کشورهای اسپانیا ، فرانسه و آمریکا بیش ترین درآمد را از گردشگران داشته اند. آمار نشان می دهد که اتباع آمریکا، آلمان، انگلیس، فرانسه و ژاپن بیش از سایر مردم جهان در مسافرت های گردشگری پول خرج کرده اند. در این میان جمهوری اسلامی ایران مقامی نزدیک به صدمین کشور را داشته است و فقط یک هزارم از تعداد گردشگران را به خود جذب کرده است.

کارشناسان معتقدند: در صورتی که ایران قادر باشد فقط سالانه ۱۲ میلیون گردشگر را به کشور خود جذب کند درآمد ارزی حاصل ازهر گردشگر برابر ارزش ده ها بشکه نفت خواهد بود و درآمد بخش گردشگری جانشین درآمد نفت خواهد شد.

جهانگردی از جمله صنایع خدماتی است که در سالهای اخیر با سرعت زیادی روند توسعه را در پیش گرفته است وانسان محور بودن این صنعت موجب شده تا نقش عوامل انسانی در توسعه آن بسیار چشم گیر و نمایان شود به طوری که امروزه صاحب نظران معتقدند حمایت ساکنین محلی، در توسعه جهانگردی، موفقیت عملیات و پایداری آن الزامی است.

هنگامی که یک جامعه تبدیل به مقصد جهانگردی می شود، کیفیت زندگی، سیستم های ارزشی، روابط خانوادگی، نگرش ها، آداب، سنن، الگوهای رفتاری و بسیاری از مولفه های دیگر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن تحت تاثیر قرار می گیرد.

ازجمله این تاثیرات می توان به افزایش جمعیت، شلوغی، استفاده بیش تر از زیر بناهای اقتصادی، بهبود وضعیت اشتغال، تاثیر بر میزان درآمدها و یا فقر در جامعه اشاره کرد.

موفقیت این صنعت اگرچه به جذابیت ها و کیفیت خدمات ارائه شده به جهانگردان بستگی دارد اما مهمان نوازی ساکنین محل نیز در این توسعه یابی نقشی ویژه دارد. مشاهده میزبان خشمگین به بی اعتمادی منجر خواهد شد و در نهایت گردشگران احساسی نامطلوب از این بازدید خواهند داشت و حتی در بهترین شرایط از نظر فیزیکی نیزهمه تلاش ها بی اثر می ماند.

جذابیت پیامدهای اقتصادی توسعه جهانگردی به گونه ای است که قبل از هر چیز جلوگیری از جلب نظر می کند به همین دلیل مطالعات اولیه در مورد تاثیرات جهانگردی طی دهه ۱۹۶۰، بیش تر بر آثار مثبت اقتصادی آن متمرکز بوده اند. اما در دهه ۱۹۷۰، پیامدهای جهانگردی با دید اقتصادی تری توسط پژوهش گران مد نظر قرار گرفت.

در این دوره بیش تر رویکرد منفی نسبت به توسعه جهانگردی حاکم گردید، به طوری که پژوهش گران برآثار منفی توسعه گردشگری تاکید می ورزیدند. در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ براساس نظر صاحب نظرانی چون چین، تاثیرات مثبت و منفی به طور متوازن مورد توجه قرار گرفت.اشتغال زایی، ایجاد درآمد برای ساکنین محلی، کاهش فقر، افزایش سرمایه گذاری و توسعه زیر سازه های های اقتصادی از جمله مهم ترین اثرات اقتصادی توسعه جهانگردی به شمار می رود که در بسیاری نوشته ها از آن یاد شده است. اما نتایج برخی مطالعات راجع به نگرش ساکنین محلی، حاکی از وجود پاره ای ادراکات منفی در مورد آثار اقتصادی توسعه گردشگری است. برای مثال بررسی دیدگاه ساکنین یک مقصد گردشگری در ترکیه نشان دهنده نگرانی و اعتراض آنها نسبت به اثر اشتغال زایی و درآمد زایی این صنعت برای مردم محلی است زیرا به نظر ساکنین، نیروی کار مورد نیاز فعالیت های گردشگری از مناطق دیگر تامین شده است و درآمدهای تولید شده از منطقه خارج، و در جای دیگر مصرف می گردد.

فصلی بودن اغلب مشاغل صنعت گردشگری یکی دیگر از معایب آن از دیدگاه ساکنین محسوب می شود. زیرا بسیاری از جاذبه های گردشگری به گونه ای هستند که در فصول و ایام خاص سال امکان بازدید یا استفاده از آنها وجود دارد. نتایج مطالعات دیگری بیانگر این واقعیت است که به دلیل ضعف بنیه مالی ساکنین محلی برای سرمایه گذاری در ساخت هتل ها، فروشگاه های بزرگ و سایر زیربناهای مورد نیاز گردشگری، ساکنین غیر بومی یا خارجی وارد صحنه شده و اقدام به سرمایه گذاری می کنند و حتی اجناس مورد نیاز گردشگران را از سایر مناطق به آنجا وارد می کنند.

علی رغم مزایای فراوان اقتصادی توسعه جهانگردی، فصلی بودن،غیر تخصصی بودن و دشواری مشاغلی که به ساکنین محول می شود، عدم توانایی ساکنین در سرمایه گذاری برای توسعه امکانات زیربنایی و رو بنایی این صنعت در منطقه و هم چنین عدم مشارکت آنها در سیاست گذاری و تصمیم گیری ها در این زمینه، از عواملی هستند که اثرات مثبت اقتصادی توسعه گردشگری را برای ساکنین کم رنگ کرده و آنان را بدبین می کند و در نهایت کینگ و همکارانش در تحقیقات یک دهه ای خود پیرامون "جامعه شناسی توسعه فرهنگی بر مبنای جاذبه های گردشگری" از بعد دیگری به بررسی دیدگاه ساکنین پرداختند. آنان معتقدند "کسانی که از فعالیت های گردشگری دارای منافع شخصی می شوند آن را خیلی مثبت ارزیابی می کنند، اما کسانی که منافع شخصی عایدشان نمی شود نگرشی منفی دارند".

 

فرصت هایی که از دست می رود

گردشگری همواره از اهمیت بسیار بالا یی در جهان برخوردار است و جذابیت جنبه های تفریحی و به ویژه اقتصادی این صنعت روز به روزدر حال افزایش است. تقریبا ۷ درصد سرمایه جهان مربوط به صنعت توریست می شود. این صنعت یکی از بهترین منابع برای درآمد کشورهاست چرا که علی رغم قابلیت تامین بخش عظیمی از درآمد کشور، یکی از مقاوم ترین منابع کسب و کار است به گونه ای که هنگام بحران مالی، رکود و تحریم نیز می توان همواره با کمی نوسان تعداد گردشگر بین المللی، روی این منبع برای کسب درآمد حساب کرد.

امروزه شاهد هستیم کشورهایی که منابع انرژی عظیم ندارند می توانند از جهانگردی برای تامین سرمایه ملی خود استفاده کنند. برای مثال ترکیه نامی آشنا در این زمینه است; کشوری که با به کارگیری مفید این صنعت، هر روز رشد کرده و ارز بیشتری را وارد می کند.

با توجه به اینکه طبق چشم انداز ۲۰ ساله ، ایران تا سال ۱۴۰۴ باید کشور اول در منطقه باشد، توریسم نیازمند نگاه دوباره و ویژه است. با در نظر گرفتن محدودیت منابع انرژی، خردمندانه است که در صنایعی چون توریسم سرمایه گذاری مناسبی شود تا پول تولید شود. حتی با یک نگاه اجمالی می توان ویژگی های منحصر به فرد ایران پهناور را برای رشد بسیار در این صنعت دید. برخورداری از چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان، جنگل های سرسبز، کوه های بلند، غارهای بسیار زیبا، چشمه های جوشان، بناهای تاریخی چندهزار ساله، مکان های مذهبی و مقدس، صنایع دستی بی مانند و محصولا ت کشاورزی خاص، کشور دوست داشتنی ما را تبدیل به مکانی برای داشتن زیباترین خاطره ها و دیدن بی نظیرترین منظره ها می کند.

زادگاه ما این فرصت را برای رشد اقتصادی و فرهنگی فراهم ساخته حال باید دید که ایرانیان چگونه از پتانسیل های موجود استفاده می کنند. در صنعت توریسم، وسایل حمل و نقل، اقامت گاه ها، حفظ ظاهر شایسته و تمیز جاذبه های توریستی چون مکان های طبیعت گردی و موزه ها، برخورد مناسب با جهانگردان، تامین امنیت مسافر، احترام به سلا یق گردشگران و در نظر گرفتن خواسته های آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است.

برای جذب گردشگر و ایجاد میل به بازگشت بایدا ز خواسته های او با خبر باشیم و بدانیم چه نیازهایی دارد. متاسفانه گاه با فراموش کردن دارایی های کشور دست به خود ویرانی می زنیم و به راحتی از کنار از بین رفتن مکان های طبیعی و تاریخی می گذریم و به نحو شایسته از مرواریدی که در دست هایمان هست نگهداری نمی کنیم.

ایران برای توریست ها هنوز ناشناخته است!

بارها و به دفعات عنوان شده است که ایران به لحاظ جاذبه های تاریخی و آثار باستانی، جزو ۱۰ کشور اول و از نظر جاذبه های طبیعی و اکوتوریستی نیز جزو ۵ کشور اول دنیا قرار دارد اما وقتی مقایسه ای میان کشورمان و سایر کشورهایی که بیشترین درآمد را از محل جذب گردشگر دارند، انجام می دهیم، متوجه اختلاف فاحش در کسب درآمدهای ایران از محل ورود توریست به کشورمان می شویم. در صورتی که کشورهایی که بالاترین درآمدها را از ناحیه جذب توریست دارند، به هیچ وجه صاحب جاذبه های تاریخی و طبیعی در حد ایران نیستند.

در واقع، نکته قابل تامل در زمینه علل عدم موفقیت ایران در جذب توریست را می بایست از لابه لای رقم های نجومی کسب درآمد کشورها از محل ورود توریست جست وجو کرد و اینکه چرا ایران به رغم تمامی امکانات بالقوه، همچنان "اندر خم یک کوچه" باقی مانده است.

از طرفی عدم وجود زیرساخت های کافی برای استفاده گردشگران وهمچنین کمبود امکانات مالی برای توسعه و تجهیزات مورد نیاز در صنعت توریسم و شبکه راه ها و حمل و نقل و…همه و همه موجب شده تا ما از توریسم جهان سهم ناچیزی داشته و رتبه ۵۷ را در میان کشورهای جهانگردپذیر داشته باشیم و همچنین شاهد کاهش درآمد ارزی از این صنعت در اقتصاد ملی کشور باشیم.

براساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی (WTO) از نظر درآمد حاصل از صنعت توریسم، کشورهای آمریکا با ۸۵ میلیارد دلار، اسپانیا با ۵۵ میلیاد دلار، ایتالیا با ۳۸ میلیارد دلار، چین و انگلیس با ۳۳ میلیارد دلار و آلمان نیز با ۳۲ میلیارد دلار، در رده های بالای جدول قرار گرفته اند.

در این میان در آمد ایران از این صنعت چندان قابل توجه نیست و بطور حتم در رده های پایینی جدول قراردارد.

کارشناسان معتقدند، عدم دارا بودن تخصص شاغلین مراکز خدمات توریستی باعث می شود گردشگران با مشکل مواجه شوند. با توجه به اینکه مهم ترین عنصر ارتباطی افراد زبان است و زمانی که صاحبان و افراد شاغل در مراکز خدماتی آشنایی با زبان خارجی ندارند، قطعا نمی توانند به گردشگران خارجی خدمات مناسبی دهند.

عدم اطلاع رسانی و توزیع بروشور راهنمای سفر و مراکز اقامتی در مبادی ورودی برای گردشگرانی که با تور سفر نمی کنند ازدیگر مشکلاتی است که توریستها با آن مواجه هستند.

براساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی در سال ۲۰۰۶ تعداد ۸۴۲ میلیون جهانگرد در دنیا سفر کرده اند که این رقم بیانگر رشد ۵/۴ درصدی بوده است. این در حالی است که تعداد توریست هایی که در همین زمان به ایران وارد شده اند حدود ۷۵۰ هزار نفر بوده است.

بنابراین می توان گفت حدود یک دهم درصد از تعداد کل گردشگران جهان متعلق به ایران است و این رقم با توجه به انواع مختلف جاذبه ها و وجود یک میلیون و ۲۰۰ هزار اثر تاریخی موجود در کشور، رقم بسیار ناچیزی است.

براساس آمارهای ارائه شده در سال ۲۰۰۷، از نظر رشد صنعت گردشگری، آسیا با ۹ درصد، آفریقا با ۷ درصد، اروپا با ۶ درصد و آمریکا با ۴ درصد از بیشترین رشد برخوردار شده اند.

همچنین از میان ۲۵ کشور برتر در صنعت توریسم، فقط ۴ کشور اسلامی مالزی، ترکیه، عربستان و مصر حضور دارند. این در حالی است که شرایط ایران برای جذب توریست، از هر جهت مناسب تر از این کشورها است اما تا کنون نتوانسته سهم قابل قبولی از درآمدهای صنعت گردشگری را در خاورمیانه از آن خود کند.

از سوی دیگر، ۱۰ درصد توریست دنیا متعلق به گردشگران کشورهای اسلامی است و ۴/۶ درصد از کل گردشگران دنیا متعلق به گردشگران این چهار کشور اسلامی است و ۶/۳ درصد نیز مربوط به سایر کشورهای اسلامی است.

طبق پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی تا سال ۲۰۲۰ میلادی تعداجهانگردان دنیا به رقمی بیش از ۶/۱ میلیارد نفر خواهد رسید و بیش از ۵۰ درصد معضل اشتغال در کشورهای در حال توسعه از طریق توسعه این صنعت قابل حل است. اما اینکه سهم ایران از این صنعت پر درآمد و اشتغالزا چقدرخواهد بود; مشخص نیست.

متاسفانه کشور ما علاوه بر اینکه در جذب توریست علاقمند به آثار تاریخی موفق نبوده، بلکه در زمینه طبیعت گردی به عنوان یکی از شاخه های صنعت گردشگری نیز موفق نبوده است. به طوری که براساس آخرین آمارهای سازمان جهانی جهانگردی ۵۰ درصد گردشگران دنیا طبیعت گرد هستند این درحالی است که در ایران این نوع گردشگران به ۲ درصد نیز نمی رسد.

تقی آقایی، کارشناس ارشد جهانگردی در این زمینه می گوید: در ایران به تازگی اقدامات اولیه در جهت برگزاری تورهای اکوتوریستی صورت گرفته اما آمادگی و زیرساخت های لازم در این زمینه هنوز فراهم نشده به همین دلیل با استقبال از سوی مردم نیز مواجه نشده است

سهم ما از توریست طبیعت گرد

بنا به تعریف مجمع بین المللی اکوتوریسم (TIES)، اکوتوریسم سفری است مسئولانه به مناطق طبیعی که حافظ محیط زیست بوده و موجب بهبود کیفیت زندگی مردم محلی می شود. با تعریف کنوانسیون تنوع زیستی (CBD)، اکوتوریسم نوعی توریسم متکی بر حفاظت و مراقبت تنوع زیستی و اکوسیستم های موجود در عرصه ها و با لحاظ نیازهای توسعه ای آنها تلقی شده که پیامد آن مشارکت جوامع محلی و ایجاد درآمد قابل اتکا برای این جوامع محلی است. به طور کلی باید گفت اکوتوریسم از حیات وحش و منابع طبیعی، استفاده غیرمصرفی به عمل آورده و غیرمستقیم به حفاظت از منطقه و بهبود وضع اقتصادی مردم محلی کمک می کند.

قرن بیست و یکم، قرن اکوتوریسم خواهد بود. امروزه اکوتوریسم با دارا بودن ۸ شاخه اصلی و بیش از ۸۰۰ شاخه فرعی در میان شاخه های مختلف گردشگری از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. در دو دهه اخیر رشد فعالیت های اکوتوریسم در سراسر جهان بسیار گسترده و چشمگیر بوده، به طوری که انتظار می رود تا پایان سال ۲۰۱۰ پنجاه درصد گردشگران متعلق به بخش اکوتوریسم باشند.

اکوتوریسم یا گردشگری طبیعی، پدیده ای تازه و زیر بخش صنعت توریسم است که مبتنی بر مسافرت هدفمند به مناطق نسبتا طبیعی برای مطالعه، لذت جویی و استفاده معنوی از مناظر، گیاهان و جانوران و هر نوع جنبه فرهنگی معاصر یا گذشته موجود در این مناطق است. اکوتوریسم اثرات کمتری بر محیط زیست و بافت فرهنگی وارد کرده و حتی با تاکید بر حفظ محیط زیست و منابع طبیعی بر ارزش های فرهنگی و بومی مناطق محلی اثر می گذارد. اکوتوریست ها غالبا توریست هایی هستند که هنجارهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی کشور میزبان را رعایت می کنند. آنها عموما دارای گرایش زیست محیطی بوده و می توانند نقش موثری در پالایش آلودگی ها، حفاظت محیط زیست و تبلیغ و گسترش فرهنگ زیست محیطی در بین مردم داشته باشند.

سهم اکوتوریسم در اقتصاد ایران

درآمد صنعت گردشگری در سال گذشته میلادی در زمینه اشتغال و توسعه ۵۰۰ میلیارد یورو بوده و حدود ۸۸۰ میلیون گردشگر از کشورهای مختلف دیدن کرده اند که نشان از رشد ۵/۵ درصدی این صنعت نسبت به سال گذشته میلادی دارد. این میزان درآمد معادل ۱۰ درصد تولید ناخالص جهان، ۱۱/۴ درصد اشتغال (در همین زمان اشتغال ایجاد شده در جهان از طریق گردشگری ۳۴۰ میلیون نفر که از هر هشت نفر مشغول به کار در دنیا یک نفر در این بخش فعالیت دارد) و ۱۱ درصد درآمد کل جهان است. این در حالی است که درآمد سالانه صنعت گردشگری در ایران بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار بوده و میانگین درآمد سهم ایران از درآمد صنعت گردشگری جهان ۴ صدم درصد می باشد. سهم ایران در ورودی های جهانگردی طی سالهای اخیر نسبت به سالهای قبل تغییری نکرده و در حال حاضر تنها ۰/۲۴ درصد ورودیهای جهانگردی جهان را به خود اختصاص داده است.

با اشاره به آمارهای اعلام شده طی سالهای گذشته که از مجموع گردشگران وارد شده به ایران تنها ۲/۲ درصد آنها اکوتوریست بوده اند، این آمار مشخص می نماید اکوتوریسم سهم اندکی در اقتصاد ملی کشور دارد. به اعتقاد برخی از صاحب نظران بین المللی صنعت اکوتوریسم، عمده ترین مشکل و مانع پیش روی این بخش از گردشگری در ایران دغدغه های سیاسی و امنیتی و تصور ناصحیح جهانیان از وضعیت کشور می باشد.

سازمان جهانی جهانگردی پیش بینی کرده با توجه به تنوع اقلیمی ایران درآمد اکوتوریسم در سال ۲۰۱۰ میلادی می تواند برای کشورمان به ۱۲ میلیارد دلار برسد. بنا به پیش بینی این سازمان در سال ۲۰۲۰ میلادی ضعیف ترین و پائین ترین کشورهای توریست پذیر جهان از طریق این صنعت افزون بر ۲۰ میلیارد دلار درآمد کسب خواهند کرد. اگر چه پیش بینی این موضوع که تا آن سال چه مقدار از این درآمد در ایران تحقق می یابد، عملا مقدور نیست اما به گفته کارشناسان با توجه به جاذبه های اکوتوریستی ایران همچون تنوع اقلیمی گسترده و تنوع گیاهی و جانوری دستیابی به درآمد بالاتر از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ میلادی برای کشورمان دور از دسترس نیست.

آمار توریست در دنیا

بیشترین آمار توریست خارجی در دنیا در سال ۲۰۰۸متعلق به کشورهای فرانسه با ۸۰ میلیون گردشگر خارجی، آمریکا با ۵۸ میلیون، اسپانیا با ۵۷ میلیون، چین با ۵۳ میلیون، ایتالیا با ۴۳ میلیون، انگلستان با ۳۰ میلیون، اوکراین و ترکیه و آلمان هرکدام با ۲۵ میلیون و مکزیک با ۲۲ میلیون گردشگر خارجی بود.

درآمد توریستی ایتالیا در سال ۲۰۰۸برابر با بودجه سال ۱۳۸۸ ایران بود. برای مثال نیمی از گردشگران فرانسه تنها برای دیدن پاریس، نیمی از گردشگران مکزیک برای دیدن ساحل کانکون ونیمی از گردشگران اسپانیا برای سواحل جنوب اسپانیا به این کشورها سفر کردند.

با وجود امکانات زیاد در ایران، پتانسیل های موجود در خاک کشورمان رشد قابل توجهی ندارد.

در بخش موزه ها با کمبودهای زیادی روبه رو هستیم.

تبلیغات کمی صورت می گیرد، واردات بیش از حد، صنایع دستی را کم رنگ کرده به گونه ای که زیلوبافان نیز از تاثیرات اقتصادی و واردات بی بهره نماندند. فرش دستباف ایران حال چهره ای گرفته به خود می گیرد که رقیب چینی او بخشی از بازار جهانی را می خواهد.

با اینکه گردشگری تاثیر غیرقابل انکاری در توسعه فرهنگ ها و ایجاد ارتباط بین اقوام گوناگون دارد و می تواند بازوی قوی اقتصادی یک کشور باشد، در ایران مورد بی مهری قرار گرفته است. در بسیاری از مواقع شاکی می شویم که چرا رسانه های خارجی چهره ای غیرواقعی از ایران را نشان می دهند و خارجی ها کشور ما را به خوبی نمی شناسند اما در این بین چه کسی می اندیشد من و تو ایرانی برای تبلیغ دارایی های خاک مقدس ایران چه کرده ایم که نتیجه ای در برنداشته است!

از سوی دیگر توجهی به نیازهای گردشگران نشده است. حمل و نقل، اقامت گاه ها و… از کیفیت کافی برخوردار نیستند. نیازی به تکرار کهنه بودن هواپیماهای کشور نیست، سرعت قطار و میزان رفاه آن نیز با تکنولوژی روز دنیا رقابت نمی کند. بسیاری از هتل ها با انتظارات گردشگر مطابق نبوده و تعداد ستاره ها را دلیل خوبی خود می داند اما باید دید که ستاره های اهدایی به هتل ها مطابق با استاندارد جهانی است. اگر این گونه است، چرا گردشگران اروپایی و آمریکایی با وارد شدن به هتل های ۴ و ۵ ستاره تهران شوکه می شوند و خاطرات خود را بر روی سایت های اینترنت به گونه ای ذکر می کنند که انگیزه دیگر توریست ها را برای رفتن به هتل های یاد شده و یا احتمالا مکان های ذکر شده در سایت ها کم می کند؟ دراینجا نمی توان از مسافر ناراضی خرده گرفت که چرا تبلیغ منفی می کند بلکه باید نگاهی به خود و امکانات موجود کرد.

صنعت توریسم علا وه بر ابعاد یاد شده به صادرات کمک شایانی می کند چراکه گردشگر را با تولیدات یک کشور آشنا کرده و میل داشتن کالا ها را در دل او پرورانده، موجب بودن تقاضا می شود. در صنعت توریسم اشتغال به خوبی رشد کرده و فرصت های بسیاری را برای کار جویان فراهم می کند.

گردشگران بین المللی هنگامی که با فرهنگی جدید روبه رو می شوند و می خواهند که ارتباط برقرار کنند، سعی می کنند از چند کلمه تا کل زبان کشور میزبان را یاد بگیرند و این میل به توسعه زبان کشورها که وسیله ارتباطی است می انجامد. با توسعه روابط و میل دوستی اقوام گوناگون، تمایل به صلح کشورها نیز افزایش می یابد و روابط چندجانبه را توسعه می بخشد.

گردشگری ثروت پنهان

گردشگری به عنوان سومین صنعت بزرگ دنیا علاوه بر اشتغال زایی باعث تحصیل ارز، تامین آرامش، توزیع عادلانه ثروت و تبادل فرهنگ ها می شود. با ورود هر گردشگر زمینه اشتغال ۳ تا ۵ نفر ایجاد می شود، به طوری که براساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی تا سال ۲۰۱۰، ۴۳ درصد از فرصت های شغلی دنیا در ارتباط با صنعت گردشگری خواهد بود و در آینده نزدیک این صنعت به مهم ترین شاخص اقتصادی هر کشور تبدیل خواهد شد.

در کشورمان با به ته رسیدن چاه های نفت حدود یک دهه است که مسئولان را به فکر توجه جدی تر به گردشگری انداخته است. نفت روزی تمام می شود اما آثار تاریخی، منابع طبیعی، کوه ها، دریاچه ها، رودخانه ها،دشتهای وسیع، گونه های متنوع گیاهی و جانوری سال های به مراتب بیشتری دوام می آورند

ایران با داشتن یک میلیون و ۲۰۰ تپه و صدوپنجاه هزار اثر تاریخی و منابع متنوع طبیعی جزء ده کشور اول دارای جاذبه های توریستی دنیا و ۵ کشور اول در زمینه تنوع و جذابیت اکوتوریسم دنیا است. وجود بیش از ۸ هزار گونه گیاهی، ۵۰۰ گونه پرنده، ۱۶۰ گونه پستاندار و یک هزار گونه خزنده و آبزی در ایران، درختان کهنسال، چشمه های آب معدنی، رشته کوه های البرز و زاگرس، بیابان های وسیع، ۵۰ دریاچه داخلی و بزرگ ترین دریاچه جهان، جنگل های انبوه، دومین دریاچه شور جهان (ارومیه) و آثار تاریخی بی شمار با ۶۰۰۰ سال سابقه تمدنی دارای ظرفیت عظیمی است تا با برنامه ریزی دقیق و کارشناسانه، درآمدی بیش از درآمد نفت را نصیب کشورمان بکند تا بدین ترتیب از این اختاپوس ۶۰ ساله نفت رهایی یابد.

وقتی امارات متحده عربی به عنوان یک کشور نفتی در حال حاضر تنها یک چهارم درآمد ارزی خود را از نفت تامین می کند و ترکیه در همسایگی ما در طول یک سال ۱۷ میلیارد دلار از طریق جهانگردی درآمد ارزی کسب می کند. اما کشور ما با وجود جاذبه های فراوان طبیعی و تاریخی به رتبه ای بالاتر از ۷۵ در بین کشورهای عضو سازمان جهانی توریسم، دست نیافته است. این امر بیانگر آن است که هنوز یک عزم ملی و جدی برای افزایش جهانگرد و درآمد ناشی از آن در کشورمان وجود ندارد. تقریباً در همه تصمیم گیری های مدیران اجرایی بی توجهی به محیط زیست و میراث فرهنگی دیده می شود: احداث بنای جهان نما در حریم میدان نقش جهان اصفهان، احداث جاده ترانزیتی و پل عبوری از شهر تاریخی نیشابور و … همه اینها باعث شده است تا در سال ۱۳۸۲ تنها ۵۰۰ میلیون دلار از طریق جهانگردی درآمد داشته باشیم.

گردشگری به عنوان سومین صنعت بزرگ دنیا علاوه بر اشتغال زایی باعث تحصیل ارز، تامین آرامش، توزیع عادلانه ثروت و تبادل فرهنگ ها می شود. با ورود هر گردشگر زمینه اشتغال ۳ تا ۵ نفر ایجاد می شود، به طوری که براساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی تا سال ۲۰۱۰، ۴۳ درصد از فرصت های شغلی دنیا در ارتباط با صنعت گردشگری خواهد بود و در آینده نزدیک این صنعت به مهم ترین شاخص اقتصادی هر کشور تبدیل خواهد شد. در حال حاضر سالانه حدود ۸۰۰ میلیون نفر به جهانگردی می پردازند که از این طریق ۷۰۰ میلیارد دلار جابه جا می شود یعنی ۵/۲ برابر درآمد نفتی کشورهای سازمان اوپک، به طوری که برخی کشورها همچون اسپانیا قسمت اعظم درآمد صادراتی خود را از توریسم به دست می آورند. اما سهم کشورمان از این خوان گسترده چقدر است؟

باید دید چه عواملی باعث شده است از این منبع عظیم به درستی نتوانیم بهره بگیریم؟

تجربه نشان داده است با برگزاری سمینارها، اظهار نگرانی ها و تنها با حرف و سخن نمی توان به حل معضل توریسم در کشورمان همت گماشت و «برابری درآمد صنعت گردشگری ایران با درآمد نفتی را تا ۲۰ سال دیگر» وعده داد. بلکه برای بهره گیری از این خوان گسترده و رو به گسترش نیازمند به اقدامات عملی، با نگاه به تجربه کشورهای موفق در این زمینه است. نبود امکانات رفاهی و بهداشتی در شهرها و جاده های ایران، قیمت بالای بلیت هواپیما و علی الخصوص هتل ها، ناامنی در جاده ها و کسب رتبه اول مرگ ومیر ناشی از تصادفات رانندگی در دنیا، دست وپاگیر بودن مقررات در خصوص ورود جهانگردان و … موانعی است که نمی گذارد قدم در راه بهبود وضعیت این صنعت نهیم و افزایش قابل قبول درآمدهای توریستی را شاهد باشیم.

از سوی دیگر از آنجا که حفظ و نگهداری فرهنگ و هویت در کشورهای در حال توسعه امری مهم به شمار می آید بنابراین همواره در برخی جوامع مقاومت جدی در برابر جهانگردان و توسعه جهانگردی وجود داشته است و شاید از این رو است که هنوز برخی جهانگردی را به عنوان ابزار سلطه و استعمار می دانند. عموماً از سوی مخالفان داخلی، ضعف فرهنگ مذهبی در بین گردشگران خارجی عاملی برای تضعیف و تحت تاثیر قرار دادن فرهنگ ایرانیان مطرح می شود، از سوی دیگر شاهد برخوردهای ناشایست و نگاه بدبینانه و منفی به جهانگردان در گوشه و کنار و از طرف برخی افراد و گروه ها هستیم.

صرفنظر از دلایل تاریخی دو سده اخیر و نگرش حاصل از دخالت های برخی کشورهای استعمارگر، به نظر می رسد این امر بیشتر ناشی از یک سیاست زیرکانه باشد که با کمک برخی عوامل ناآگاه و یا آگاه داخلی از یک سو و تقویت آن از سوی همان کشورها اعمال می شود و از این طریق اقتصاد کشورمان را از یک منبع درآمدی رو به رشد و مطمئن دور می سازد تا همچنان ایران با نفت خود تنها بماند و ارتزاق ناقصی داشته باشد.

امروز، حتی شاهدیم که بسیاری از بناهای تاریخی در ایران از بین رفته و یا در حال تخریب هستند این وضعیت نابسامان در زمینه محیط زیست و حیات وحش ایران نیز وجود دارد اما اقدامات جدی جهت مقابله با آن احساس نمی شود. جهانگردی یکی از مطمئن ترین و ارزان ترین منابع کسب درآمد ارزی است و گرچه با تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کارشناسان امیدوارند در پایان سال ۱۳۸۸ بیش از ۴ میلیون گردشگر وارد ایران شوند اما برای رسیدن به این مقصود راهکارهای اصولی و عملی ضرورت دارد.

برای گسترش توریسم باید استراتژی های اساسی تدوین شود، این امر میسر نمی شود مگر با شناخت کامل موانع موجود و ارائه راهکارها جهت از میان برداشتن آن موانع، ضمن آنکه باید با بسترسازی فرهنگی و از بین بردن دیدگاه های منفی افراد و با جلوگیری از برخورد غیرمسئولانه عده ای با جهانگردان به آنها فهمانده شود، که از این طریق چه ضربه هولناکی بر اقتصاد ایران وارد می سازند. فعال کردن NGOها (در زمینه توریسم)، تبیین نقش و اهمیت صنعت گردشگری برای همه سازمان ها و مردم از طریق اطلاع رسانی و آموزش های لازم و معرفی جاذبه های گردشگری ایران در برنامه های درسی، نگاه اصولی و هدفمند به توریسم، توجه به خواسته های گردشگران، ایجاد و ساخت فضاهای ارزان قیمت اقامتی و رفاهی، حفظ محیط زیست و جلوگیری از تخریب آن، ایجاد مراکز تفریحی و سیاحتی مثل باغ وحش، سیرک،شهربازی، پارک، فضای سبز و … در شهرها و حاشیه های شهرها، تلاش در جهت حفظ گونه های نادر گیاهی و جانوری، ارائه تسهیلات به سازمان های ایرانگردی و جهانگردی، سرمایه گذاری در بخش زیربنایی مثل راه آهن، هواپیمایی، جاده ها، وسایط نقلیه عمومی و … بازسازی اماکن تاریخی و زیارتی، ایجاد بازارچه های کالا، ایجاد دانشکده های هتلداری و گردشگری، آموزش و به کارگیری مهمانداران و راهنمایان جهانگردان، حفظ بافت قدیمی و سنتی در برخی محله های شهرها و برخی روستاها، چرا که امروزه بسیاری از جهانگردان خسته از زندگی ماشینی علاقه مند به دیدار از چنین اماکنی هستند، تجهیز و افزایش موزه ها، سینماها، تماشاخانه ها، تسهیل در صدور ویزا و از همه مهم تر گسترش روابط حسنه با دیگر کشورها و

با این گونه اقدامات است که می توان امیدوار به افزایش شایسته حجم جهانگردان و درآمدهای کلان ناشی از آن بود که هم «به رشد اقتصادی و صنعتی کمک بکند و هم موجب ارتقای خدمات گردشگری به نفع مصرف کنندگان شود.» باید در نظر داشت که توسعه جهانگردی نبایست منجر به از بین رفتن بخش های ضروری دیگر توسعه در زمینه کشاورزی و یا باعث تخریب محیط زیست و مواریث فرهنگی شود.

درآمد گردشگري در دنيا

 

سازمان گردشگری جهانی مدعی است که در حال حاضر گردشگری جهانی با درآمد ۳ تریلیون دلار در سال بزرگترین صنعت در جهان است . و بالاترین سطح اشتغال را در کشورهای مختلف دنیا ایجاد می کند .

سهم کشور ما از گردشگری دنیا

طبق آخرین گزارش سازمان جهانی گردشگری ، تعداد گردشگران در سطح جهان به رکورد به سابقه ۹۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۷ رسیده است . این رکورد و توسعه گردشگری توسط اقتصاد جهانی حمایت شده است ، که در دو دهه گذشته رشد اقتصادی ، عوامل رشد گردشگری را فراهم نموده است . طبق این گزارش ، گردشگری در سطح جهان در سال ۲۰۰۷ نسبت به سال ۲۰۰۶ رشد ۶% داشته است .

تعداد گردشگران اضافی در سال ۲۰۰۷ حدود ۵۲ میلیون نفر است که از این مقدار ، ۱۹ میلیون نفر سهم اروپا ، ۱۷ میایون نفر سهم آسیا و اقیانوسیه ، آمریکا ۶ میلیون نفر ، آفریقا ۳ میلیون نفر و خاورمیانه ۵ میلیون نفر بوده است .

با وجود برنامه ریزی بلند مدت کشورها ، افزایش گردشگری رشدهای متفاوتی داشته است ، خاورمیانه رشد ۱۳% ، بعد از آن آسیا و اقیانوسیه رشد ۱۰% ، آفریقا رشد ۸% ، آمریکا رشد ۵% و اروپا رشد ۴% دارند .

با وجود تنش ها و تهدیدها در کشورها خاورمیانه ، اکثر کشورهای منطقه ، پذیرای گردشگر بوده و ۴۶ میلیون نفر را گردشگر جهانی را پذیرا شده اند . از میان کشورهای خاورمیانه دو کشور عربستان سعودی ومصر رشد گردشگری بیشتری نسبت به بقیه کشورها داشته اند .

نواحی گردش پذیر جهانی حدود ۵۰% از گردشگران جهانی را پذیرفته اند ، اروپا در سال ۲۰۰۷ حدود ۴۸۰ میلیون نفر گردشگر داشت .کشورهایی مانند ترکیه ۸% ، یونان ۱۲% ، پرتقال ۱۰% ، ایتالیا و سوئیس هر کدام ۷% رشد گردشگری داشته اند .

به آمار و ارقام یک بار دیگر نظری بیندازید ، راستی جایگاه کشور ما که تعداد زیادی جاذبه های بی نظیر گردشگری دارد در این مباحث ، کجا قرار می گیرد ؟؟ سهم کشور ما از اقتصاد و صنعت گردشگری جهانی با ۹۰۰ میلیون گردشگر در سال و ۳ تریلیون دلار درآمد ، چه مقدار است ؟؟

 

http://www.aftabir.com/images/article/break.gif

   
   
 
 

فرصت های توریسم در ایران

صنعت توریسم ایران در چه جایگاهی قرار دارد؟

این سوال خیلی کلی است و بسته به این که از چه دیدگاهی قضاوت شود پاسخ آن فرق می کند. ولی در یک دیدگاه کلی صنعت توریسم ایران چون وابستگی شدیدی به دیدگاه های سیاسی و وضعیت اقتصادی کشور دارد هم در داخل ایران و هم خارج از ایران از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و حتی می توان گفت جایگاهی که قرار گرفته به هیچ وجه در شان ایران نیست. صنعت گردشگری در تقسیم بندی مهم ترین منابع درآمدزایی جهان، بعد از صنعت نفت و خودروسازی، مقام سوم را دارد ولی آیا صنعت توریسم ایران نیز از چنین جایگاهی یا نزدیک به چنین جایگاهی برخوردار است. مسلما پاسخ منفی است و جایگاه صنعت توریسم ایران اصلا مطلوب و قابل مقایسه با قدمت و وفور منابع گردشگری آن نیست. کشور ما از منابع تاریخی، فرهنگی، مذهبی، طبیعی و میراث معنوی بسیار با ارزشی برخوردار است ولی تا جاذبه شدن این منابع و رسیدن به جایگاه واقعی صنعت توریسم ایران فاصله بسیار داریم و تا با یک برنامه ریزی مشخص و هدفمند حرکت نکنیم متاسفانه نمی توانیم به جایگاه مطلوبی در این صنعت برسیم.

 

 

چه عواملی در جذب توریست نقش دارند؟

عوامل زیادی در جذب گردشگر در کشور ما نقش دارند که اولین و مهم ترین آن امنیت است. این درست است که داخل کشور ما امن است وامنیت ایران قابل مقایسه با همسایگان نیست ولی هر قدر ما بر این موضوع پافشاری کنیم تصویرهای ارائه شده از همسایگان ما متاسفانه منطقه ما را در جرگه کشورهای ناامن قرار می دهد. ایران به خودی خود امن است و در این هیچ شکی نیست ولی متاسفانه به لحاظ جغرافیایی در منطقه امنی قرار نگرفته و جنگ عراق و افغانستان به قضاوت بد جوامع بین المللی درباره منطقه دامن زده است. تصور کنید هر روز تصاویر جنگی و خشونت باری از عراق و افغانستان که در همسایگی ما قرار دارند; در تلویزیون های مهم جهان نمایش داده می شود و در ذهن گردشگران جهان تصویرسازی می شود. تصویر خشونت، خون و کشتار.

خب مسلما این تصاویر اصلا جذاب نیست و هرگز کشورهای ناامن نمی توانند مقصد گردشگران باشند و صنعت توریسم ایران نیز در وهله اول تحت الشعاع این تصویرسازی ها قرار گرفته است. البته در اینکه کشورهای معاند با ایران نیز به این دیدگاه ها دامن می زنند و تلاش دارند این منطقه را منطقه ناامنی جلوه دهند، شکی نیست ولی ما از آنان توقعی نمی توانیم داشته باشیم وقتی که برخی از مسوولان و مدیران ما بدون توجه به بازتاب سخنانشان در حوزه های مختلف به خصوص حوزه گردشگری اظهار نظرهای نسنجیده می کنند و در واقع غیر مستقیم دیدگاه های غیرواقعی آنان درباره ایران را تایید می کنند. تصویر سازی به شدت تحت تاثیر تبلیغات داخلی و خارجی است. تبلیغات ما در مقایسه با تبلیغات سایر کشورها برای صنعت گردشگریشان بسیار ناچیز و درواقع صفر است.

بازارهای هدف ما در فصل های مختلف تعیین نشده اند و بازارهای مشخص شده نیز بعضا غیرکارشناسی است. این درست نیست که ۵ سال پیش کمیته ای بنشیند و تعیین کند که بازارهای هدف ما فلان کشورها هستند وما ۵ سال براساس یافته های قدیمی; سیاست جذب گردشگر اتخاذ کنیم و دیگر این بازارها بررسی مجدد و به روزسازی نشود. واقعیت این است که کشورهای موفق در این زمینه هر روز و بلکه هر ساعت در حال رصد کردن بازارهای مختلف جهانی هستند. درست مثل صنعت بورس چرا؟ چون صنعت گردشگری "مهم ترین صادرات نامرئی جهان" است و هیچ صنعتی به اندازه گردشگری در شناساندن تاریخ، فرهنگ، آیین، شیوه زندگی و… نمی تواند چنین موثر عمل کند که هم درآمد زا باشد و هم به بهترین و ارزان ترین روش فرهنگ شما تبلیغ شود.

حال در این میان ببینید ما در کجا قرار داریم و چه قدر تلاش می کنیم؟ به طور مثال عید فطر در عربستان ۱۶ روز تعطیل است و مردم عربستان افراد متمولی هستند که به دلیل فرهنگ اسلامی خود در کشورهایی مانند کشور ما بسیار راحت گردش می کنند و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود از سواحل شمالی ما بسیار لذت می برند ولی ما اصلا توجهی به این بازار نداریم و تسهیلات لازم را در اختیار بخش خصوصی قرار نمی دهیم که در واقع تک مضراب های صنعت گردشگری ایران به همت آن ها نواخته می شود.

نتیجه آن که کشور همسایه ما ترکیه همه این گردشگران را به راحتی جذب می کند و هر روز صنعت توریسم خود را پویاتر می کند و صنعت گردشگری ما در لابلای زونکن ها بایگانی می شود. به طور کلی تبلیغات موثر، رصد و تعیین مداوم بازارهای هدف می تواند نقش بسیار موثری در صنعت گردشگری کشورمان ایفا نماید و این صنعت را به جایگاه اصلی خود نزدیک سازد.

تبلیغات چه نقشی در جذب گردشگران داخلی و بین المللی دارد؟

همان طور که گفته شد تبلیغات و بازاریابی سهم بسیار موثری در جذب گردشگران دارد. امروزه تبلیغات حرف اول را می زند. گزارش های سازمان جهانی جهانگردی حاکی از آن است که در سال ۲۰۱۴ درآمد خاورمیانه از صنعت توریم به عددی نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار می رسد. خب این بسیار طبیعی است که بیشترین درآمد از این عدد اعلام شده برای کشورهایی خواهد بود که در زمینه تبلیغات و بازاریابی برنامه مشخص و مدونی داشته باشند و دلسوزانه منافع کشور خود را در نظر بگیرند و برای آن گام بردارند.

نبود آمار دقيق از گردشگران ايران

مسلم است که آمار اساس برنامه ریزی است. مثال ساده این که شما تا وقتی ندانید چند میهمان دارید نمی دانید در چه سطحی باید از آنان پذیرایی کنید و تا وقتی که برآوردی از میهمانان خود نداشته باشید امکان ارائه خدمات به آنها را ندارید. آمار در صنعت گردشگری دقیقا مصداق همین مثال ساده است. بر اساس آمار تعداد میهمانان برآورد می شوند و بر اساس برآورد برنامه تهیه می شود خب طبیعتا آمار صحیح باید توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ارائه گردد ولی باید شاخص ها و استانداردهای آمارهای جهانی در محاسبات لحاظ شود نه چیزهایی شبیه نفر سفر و عبور صرف از مرز ایران یا یک شهر و …. طبیعی است که ما نمی خواهیم و نمی توانیم خودمان را گول بزنیم و با اعلام آمارهای غلط علاوه بر برنامه ریزی غلط سرمایه های خود را به باد می دهیم و در عین حال به صنعت توریسم کشور خود خیانت می کنیم.

وجود پتانسيل و عدم رشد در ايران

به نظر می رسد در وهله اول اراده ای بر این امر وجود نداشته است و دلیل آن می تواند درآمد بی دغدغه صنعت نفت باشد. ترکیه کشور همسایه ما است و از منابع زیرزمینی مانند ایران بی بهره است ولی ببینید که با چه اراده ای توانسته اند با برنامه ریزی صحیح و تعیین درست بازارهای هدف فقط از کشور ما چندین میلیون توریست داشته باشند؟ کشور امارات که از کشورهای نزدیک ما محسوب می شود با وجود صنعت نفت و درآمد افسانه ای آن ولی ببینید که باز هم از درآمد گردشگری چشم پوشی نمی کند و خود را در ردیف جهارم مقصد کشورهای جهان جا داده است. ایران چه کرده است؟ ما داعیه صدور فرهنگ ایرانی اسلامی خود را داریم و گردشگری بهترین، موثرترین و کم هزینه ترین بستر صادرات فرهنگ ماست ولی در عمل ناکارآمدترین سیاست ها را اتخاذ کرده ایم و حتی مردم کشور خود را بازار هدف کشورهای همسایه قرار دادیم تا آنها همراه با صدور فرهنگ خود به گردشگران کشور ما رفاه اقتصادی برای مردم کشور خود به ارمغان بیاورند و ما نظاره گر غمگین این امر باشیم.

ارتقاي فرهنگ گردشگري

مردم ایران بسیار فهیم هستند و تمامی آثار تاریخی، مذهبی و طبیعی خود را دوست دارند و به آن ارج می نهند ولی به نظر می رسد مواجهه درست با جاذبه های کشور را نیاموختند و این امر نیاز به فرهنگ سازی دارد. ببینید الان چه قدر برنامه های مختلف تلویزیونی از فوتبال، سیاست و… پخش می شود. تلویزیون ملی ما ساعت ها برای مخاطبان خود در زمینه های یاد شده وقت صرف می کند ولی هیچ برنامه ای که در آن کارشناسان واقعی صنعت توریسم حضور داشته باشند و برای مردم از انواع سفر و آداب مواجهه با آثار تاریخی و مذهبی و فرهنگ سفرهای دسته جمعی بگویند وجود ندارد. چندین برنامه که جسته گریخته پخش می شود اختصاص به معرفی مکان های گردشگری دارد که چون همراه با فرهنگ سازی نیست مخرب تلقی می شود.

به طور مثال چندی پیش در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برنامه ای در خصوص معرفی سوسن چلچراغ که یک اثر ملی طبیعی است پخش شد بدون آن که درباره فرهنگ بازدید از این اثر صحبتی شود و نتیجه آن شد که آن قدر گردشگر برای دیدن این گل به منطقه رفت که هنگام شب جز تلی از زباله و لطماتی که به این گیاه وارد شد چیزی عاید اهالی روستای داماش گیلان نشد. گردشگری در عین سادگی صنعت بسیار دقیقی است و اگر در محاسبات خود یک مورد را نادیده بگیرید نتیجه عکس خواهید گرفت. برای ارتقای فرهنگ گردشگری باید در رسانه ها، تلویزیون و سایت ها مرتبا از کارشناسان واقعی این رشته برای صحبت با مردم و ارائه راهکارهای رفتار با طبیعت، آثار تاریخی واستفاده شود و در گام های زیربنایی نیز باید فرهنگ گردشگری از دوره ابتدایی در تمامی مقاطع برای دانش آموزان تدریس شود تا عشق به جاذبه های تاریخی و طبیعی به صورت فرهنگ برای آنان درآید.

عدم بازسازی مکان های توریستی و یا از بین بردن آثار چه تبعاتی دارد؟

باید دقت کنیم که منابع گردشگری با جاذبه های گردشگری تفاوت زیادی دارند. اگر پل، قلعه، آبشار یا اثری از تاریخ یا طبیعت به ما رسیده ما نباید به آن بگوییم جاذبه گردشگری تا زمانی که واقعا این اثر به جاذبه تبدیل شود. امروزه هیچ گردشگری در جهان برای دیدن یک قلعه شکسته یا اقامت در هتل پنج ستاره سفر نمی کند بلکه جاذبه کردن آن منابع می تواند باعث کنجکاوی و حضور گردشگران در مقصد باشد. بسیار طبیعی است که شما اگر بهترین اثر جهان را داشته باشید ولی امکانات و خدمات بهداشتی و غذایی مطلوب نداشته باشید خاطره خوبی از سفر در ذهن گردشگران باقی نخواهد ماند و گردشگران رغبتی برای بازدید مجدد یا معرفی آن اثر به دوستان خود نخواهند داشت.

عدم توجه به منابع گردشگری در راستای تبدیل به جاذبه نمودن آنها و یا بی توجهی به جاذبه های بزرگ کشورمان بی توجهی به فرهنگ، تاریخ و هویت ماست و کم ترین اثر آن بی ارزش شدن تک تک شهروندان ایرانی در دید سایر ملل است. در یک مثال ساده دیگر اگر به خانه شما میهمان بیاید و ببیند شما در جای کثیف و نامطلوب زندگی می کنید و مدام با هم دعوا می کنید و توجهی به محل زندگی خود و اسباب و اثاثیه خود ندارید کم ترین کاری که می کند این است که مکان را ترک می کند و دیگر با شما مراوده ای نخواهد داشت. عدم توجه به مکان های توریستی یا از بین بردن آن دقیقا چنین پیامدی خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

  • منابع :

 

۱مبانی جامعه شناسی، موریس دوورژه، ترجمه حسین بشیریه، انتشارات نشر دانشگاهی.
۲ مدیریت استراتژیک،دیوید فردآر،ترجمه اعرابی و پارسائیان،دفتر پژوهشهای فرهنگی.
۳برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی،خدابخش داشگرزاده، نشرآفتاب.
۴ مدیریت آینده، پیتر اف دراکر، ترجمه عبدالرضانژاد،موسسه خدمات فرهنگی رسا.

۵-  طراحی مفهومی سیستم اطلاعات گردشگری و توریستی مهرزاد سروشیان پائیز و زمستان ۱۳۸۷ .
۶-  اکوتوریسم تحول استراتژی اقتصادی در ایران گرد آورنده : شهربانو شبستانی.
۷-  جزوه آشنائی با کمیته ملی طبیعت گردی.(تهیه شده توسط کمیته)
۸-  جهانگردی و امنیت اجتماعی – نویسنده : ایمان علمدار – فصل نو – مجله اینترنتی علوم اجتماعی – مهر ۱۳۸۴
۹-  گردشگری به عنوان یک سیستم – دکتر مهدی سقائی – وبلاگ شخصی
۱۰-  گردشگری با رویکرد خدماتیمجله صنعت حمل و نقل بهمن ماه ۱۳۸۶
۱۱-  زیان اقتصادی مدیریت ضعیف گردشگری – روزنامه سرمایه شماره۸۳۰ شهریور ۱۳۸۷

وب سايت شخصي اينجانب به نشاني www. Nikoomanesh.com

  1. […] نقش صنعت گردشگری در شکوفایی اقتصاد ملی – مهندس … […]

  2. […] ۳۶ . بررسي نقش دولت در صنعت گردشگري – راسخون‎در اين فرايند، امکان مبادلات فرهنگي و تعامل هاي اجتماعي در زمينه هايي به وجود مي آيد که به … از گذشته دخالت دولت در اقتصاد کشور به عنوان در اختيار گرفتن سيستم … سياست گذاري در صنعت گردشگري تحت تأثير دو دسته از عوامل داخلي و خارجي است.  […]