۲۲:۱۷، ۲۴ مرداد ۱۳۹۵

سوم شهریور ۱۳۲۰هـ.ش. و ورود متفقین به خاک ایران، از جمله بزرگ­ترین و مهم­ترین حوادث تاریخ معاصر این سرزمین به حساب می­ آید.

این نیروها یکی از بزرگترین و گسترده­ ترین تهاجمات خود به ایران را از سرحد جلفا آغاز کردند و از آن پس کل منطقه مهم و استراتژیک آذربایجان را تحت استیلای خود در آورند. اشغال ایران در این ناحیه توسط نیروهای شوروی صورت می­ پذیرفت و مردم منطقه تهاجمی دیگر از سلسله تهاجمات همسایه شمالی خود را تجربه می­ نمودند.

هر چند این حادثه مصائب و مشکلات بسیاری را برای مردم منطقه به وجود آورد، اما عرصه‏ای برای تبلور حس وطن‏دوستی ایشان گشت. مقاومت مرزداران ایرانی در سرحد جلفا از جمله رخدادهای جالب توجه تاریخ معاصر ایران است که تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است. این بی‏ توجهی به قدری بوده است که شهدای سوم شهریور ۱۳۲۰ جلفا که نام و نشان هر یک مشخص است با نام شهدای گمنام معروف گشته‏ اند!

 

پایگاه خبری تحلیلی سخنگو

 

پایگاه خبری تحلیلی سخنگو

مزار شهدای سوم شهریور در کنار رود ارس

سه مرزبان به نام‌های "ژاندارم سرجوخه ملک محمدی"، " سید محمد راثی هاشمی" و "عبدالله شهریاری" به دلیل اشراف بر پل با عملیات تعقیب و گریز توانستند ارتش روس را برای ۴۸ ساعت متوقف کنند.

نیروهای متفقین در نهایت با کشته شدن این سه مرزبان و استفاده از توپ خانه سنگین موفق به عبور از رود خروشان ارس و ورود به خاک ایران شدند.

در اولین ساعات روز واقعه، جناح راست و عمده ارتش چهل و هفتم سرلشکر نوویکوف که از مدت­ها در نخجوان و جلفای روس استقرار یافته بودند؛ به دورن خاک ایران سرازیر می­ شوند. قوای نوویکوف مرکب از لشکر هفتاد و ششم پیاده کوهستانی ارمنی، لشکر بیست و چهارم سواره کوهستانی و چند واحد از لشکر ششم و پنجاه و چهارم تانک بود. در تاریکی پیش از سپیده‏ دم، سربازان شوروی از پل چوبی رود ارس عبور می ­کنند و کلبه چوبی آن سوی پل را که پاسگاه مرزی به شمار می­رفت تصرف می نمایند. در عرض چند دقیقه یک ستون طولانی تانک و زره­پوش و کامیون­­های مملو از سرباز از روی پل عبور می­ کنند و وارد شهر جلفا می­ شوند.

آری سوم شهریور ۱۳۲۰ شاید به نوعی یکی از تلخ ترین روزهای تاریخ ایران بود اما شیرینی جان برکفان این مرز پرگهر را در خود تداعی می کند، افرادی که با امکانات ناچیز و با تعداد اندک در برابر لشکر مسلح ایستادگی کردند و حتی حال نامی از آنان برده نمی شود، آیا با گذشت سالیان دراز از تاریخ دفاع مقدس، شهدای این عرصه نیز به فراموشی سپرده می شوند؟

ایرانیان در طول تاریخ بدون در نظر گرفتن حکومت ها همواره جان خود را در دست گرفته و در هر عقیده و دین و مذهبی که بوده اند برای استقلال و صلابت کشور خود فدایی شده اند اما آیا شهید و شهادت در حال حاضر برگی برای استفاده ابزاری و محدودیت جامعه شده است؟ هرگاه به بن بست فکری می رسیم باید از خون پاک شهدا خرج کنیم و مردم را در تقابل ذهنی با شهیدان قراردهیم؟
آیا همین جوانان پرورش یافته در زمان طاغوت نبودند که بیدار شدند و انقلاب اسلامی را رقم زند؟ آیا همین جوانان بزرگ شدن در فرهنگ برهنگی رژیم سابق نبودند که جان خود را در جبهه ها فدای عزت و عظمت ایران نمودند؟
ذکر این نکته که جوانان ما روی مین نمی روند یا …
بگذریم ، امید دارم تا آقایان بر مسند گاهی وقت خود را در کنار جوانان در همین کوچه پس کوچه های شهر بگذرانند و از پژوهای سیاه شیشه دودی خود کمی پیاده شوند.

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: اگر مجاهدت فداکارانه جوانان این مرز و بوم که به این شهادت ها منتهی شده است نمی بود، همه روزهای این ملت، در زیر چتر سیاه ظلم و تجاوز و دخالت دشمنان اسلام و ایران، به شبهای تار بدل می گشت.

 

مصطفی نیکومنش

سوم شهریور ۱۳۹۵